بزمی خوانی جلال همتی در یک میهمانی خصوصی در لس آنجلس، چشم مست بیاد بانو دلکش فقید
چون تویی عشق من بر تو رو کنم
هر طرف من ترا جستجو کنم
پر بود شهری از گفتگوی من
بس که من با غمت گفتگو کنم
ره بهر چمن کنم ای گل مراد
تا میان گل ترا جستجو کنم
چشمه حیات من چشم مست تو
بیتو زندگی چرا آرزو کنم
عاقبت در ره عشق تو جان فدا کنم
عاشقم از سر کوی تو رو کجا کنم
عشقت آتش زد بجانم جان در پایت میفشانم
فتنه ها دیده ام در جوانی
شکوه ها دارم از زندگانی
ستاره بارد چشمم همه شب
چون شمع بزم طرب
نظرات