بزم اشکواره
کاروان آرام آرام رهسپار می شود با صدای زنگ و شتران و شیهه اسبان،کربلا نفس نفس می زند و فرات تشنه تر از همیشه در خویش می جوشد..
پیشکشی به محضر غریبترین غریبان...
کاروان آرام آرام رهسپار می شود با صدای زنگ و شتران و شیهه اسبان،کربلا نفس نفس می زند و فرات تشنه تر از همیشه در خویش می جوشد..
پیشکشی به محضر غریبترین غریبان...
نظرات