داریوش اقبالی، تنگ غروبه، کنسرت فرانکفورت آلمان ۱۹۹۰
تنگه غروبه خورشید اسیره
میترسم امشب خوابم نگیره
سیاهی شب چشمهاش رو وا کرد
ستاره من تو رو صدا کرد
باز مثل هرشب از دیده پنهون
یه مرد عاشق با چشم گریون
آواز میخونه از پشت دیوار
کی خوابه امشب کی مونده بیدار
چرا شب ما سحر نمیشه
گل ستاره پرپر نمیشه
توشهر خورشید یه قصر نوره
راه من و تو امشب چه دوره
تنگه غروبه خورشید اسیره
میترسم امشب خوابم نگیره
سیاهی شب چشمهاش رو واکرد
ستاره من تو رو صدا کرد
باز مثل هرشب ازدیده پنهون
یه مرد عاشق با چشم گریون
آواز میخونه از پشت دیوار
کی خوابهامشب کی مونده بیدار
چراشب ما سحر نمیشه
گل ستاره پرپر نمیشه
توشهر خورشید یه قصر نوره
راه من و تو امشب چه دوره
نظرات