بدبخت شدم کپ
الان بیرون بودم کنار دروازه قرآن کلی بوی ماهی میومد...
منم افتادم روی دور عوق زدن...
هعی کل راه رو عوق زدم
بعد بدبختی اینجاست مامانم توی ماشین برگشت چپ چپ نگاهم کرد بهم گفت دو ماه ولت کردم...
بعد نشست با خاله م پچ پچ....
خدایاااااا یعنی چی الان!
نظرات (۳۰۵)