...
آیا عشق می تونه از تو بدش بیاد
باید اینو با عشق وجود خودم جواب بدم اینکه از نگاه اون چه جایگاهی دارم
من همه ادمها رو دوست ندارم پس باید موجودی باشه که همشون رو دوست دارم
گربه ها رو خیلی خیلی زیاد دوست دارم از بچگی تا الان بیشتر از صد گربه بزرگ کردم یجوری احساس می کنم مادرشونم
من از گربه ها می تونم بدم بیاد ؟ نه این امکان نداره
ولی من همیشه گربه های که خیلی خیلی زجر کشیدن رو یجور دیگه دوست داشتم و می تونم بگم میزان دوست داشتنم تفاوت داره
یه روز یه گربه رو پیدا کردم که یه دستش کنده شده بود یه چشمش هم کور شده بود ناله می کرد از درد
حتی تو اون حالت دردش وقتی منو دید بدن ضعیفش رو بلند کرد و اروم اروم سعی کرد فرار کنه
تو وجود خودم احساس گناه کردم که چرا ازم فرار می کنه
ممکنه یه ادم اذیتش کرده باشه و اون الان برای همین ازم ترسیده
وقتی گرفتمش با اینکه حتی فکش هم زخمی شده بود گازم گرفت ولی وقتی دندونش رو فرو کرد تو ناخنم
این درد در برابر دردی که اون کشیده بود هیچی نبود
تقلا می کرد ولش کنم ولی من شروع کردم به ناز کردنش بعد یهو اروم شد
پیش خودم اوردمش فکش رو درمان کردم و کم کم حالش بهتر شد ولی بعد چند سال بازم نمی زاشت بگیرمش تو اتاقم چندتا گربه دیگه هم بودن ولی هیچکدومشون رو مثل اون دوست ندارم براش یه بالکن بالای اتاقم درست کردم و یه نردبون گذاشتم
چون همیشه دوست داره تنها باشه
گربه های دیگه ام یه وقتای اذیتش می کنن و این خیلی منو ناراحت می کنه
مثلا وقتی از رو نردبون بالا می رن و می رن کنارش و یه وقتایی می زننش
ولی بین گربه هام یدونه هست که خیلی مهربونه اونو دوست داره و کنارش دراز می کشه و لیسش می زنه اون هیچوقت نرفته که اونو بزنه حتی اگه ببینه یه گربه اذیتش می کنه بهش حمله می کنه البته دعوایی نیست و فقط با اینکارش گربه های دیگه رو ازش دور می کنه
از بچگیش همینجوری مهربون بودش همیشه می اومد رو شونه هام و شروع می کرد به خرخر کردن چشماشو تنگ می کرد و با ارامش خاصی نگام می کرد
بین گربهام این دوتا رو بیشتر از از همشون دوست دارم
عشق هم دنبال ماهیتی هست که عاشقش باشه
و اگه تو کارکتری باشی که از نظر اون عزیز نباشه چقدر می تونه دردناک باشه برات
و اگه موجودی باشی که اون خیلی خیلی خیلی زیاد دوستش داشته باشه
چیزی نیست که بشه بیشتر از این بشه دوست داشت
نظرات