رمان YOU
YOU⁴
دست های هیونجین دور کمر ات بود و سر هیونجین وسط دست های ات.
ات خواست جدا شه اما هیونجین نمیزاشت.
محکم کمرشو گرفته بو و برای مدتی به هم خیره شده بودن...
همه داشتن نگاشون می کردن ات از خجالت سرخ شده بود.
مدیر برنامه بلند شد همون موقع هیونجین ات رو ول کرد. ات دست پاچه شده بود نمیدونست چی کار کنه به پته پته افتاده بود. مدیر برنامه عذرخواهی کرد. استف وسایل رو از روی زمین جمع کردن.
ات از هیونجین معذرت خواست.. اما هیونجین جوابی نداد.
کار ات تموم شده بود می خواست بره اما هیونجین نزاشت.
همه اعضا میکاپ شون تموم شده بود و همه ی میکاپ ارتیست ها رفتن استراحت کنن . اعضا داشتن تو رختکن لباس عوض میکردن اما هیونجین فقط به ات نگاه میکرد....
بعد از چند دقیقه هیونجین رفت تا لباس عوض کنه.اعضا خیلی حرف می زدن. ات مضطرب شده بود .
بنگ چان : مضطربی؟
ات سرش رو به نشونه بله تکون داد
لینو: برو
ات تعجب کرد و با چشم های بزرگش نگاشون کرد.
سونگمین : برو هیچی نمیشه
ات دیگه حرفی نزد و خم شد و مستقیم رفت اتاق استراحت.
داخل اتاق استراحت
دایون : خوبی؟ خیلی دیر اومدی؟ چی شد؟
رز: انقدر گیجش نکن، امشب قراره فقط بخوریم و مست بشیم...
نیلی : ات بیا بشین، بگو چی شد؟
ات توضیح داد که همش اتفاقی بود و هیونجین فقط میخواست اذیتش کنه که این همه مدت نگهش داشته بود.
اونا تا شب نوشیدن و کاملا مست شده بودن...
استف در اتاق رو زد و وارد شد : میکاپ آرتیست هیونجین کیه؟
ات: منم
استف : برای هیونجین مشکلی پیش اومده زود بیا
ات تا خواست بپرسه چه مشکلی؟ استف حولش داد و به سمت آسانسور برد.....
نظرات (۲)