بانوان سنتی خوان ایران زمین
قطعه یادت میاد، بانو سوسن فقید ملکه بلامنازع لاله زار و رادیو تهران دهه چهل
یادت میاد یه روز برات
دوسِت دارم می خوندم
با شوق رویت تا سحر
چشم انتظار می موندم
اما دیگه تموم شد
عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل
آروم بگیر تو سینه
که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با
غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی
چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود
لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من
خودت سرای دیگرون
اما دیگه تموم شد
عمرم به پات حروم شد
از من نصیحت بشنو ای دل
آروم بگیر تو سینه
که زندگی همینه
روز از نو روزی از نو ای دل
خسته شدم از بس که با
غریبه ها دیدمت
به راه عشق و عاشقی
چه بی وفا دیدمت
دلتنگیات برای من بود
لطفت برای دیگرون
رنج و غمت تو سینه من
خودت سرای دیگرون
سوسن در زمان خودش ملکه بلامنازع لاله زار و صدای تهران در دهه چهل بود...
او و آغاسی از معدود افرادی بودند که با کاباره به شهرت رسیدند و پایشان به رادیو و تلویزیون باز شد درصورتی اکثر خوانندگان ابتدا با رادیو و تلویزیون به شهرت میرسیدند و بعد هنرشان را در کاباره به حراج میگذاشتند؛
سوسن در کاباره های بسیار مشهوری می خواند و پول خیلی خوبی می گرفت اما او نیز همانند قمر به اصطلاح لوطی و در عین حال درویش مسلک بود همه را خرج فقرا می کرد طوریکه بعد از انقلاب چیز زیادی برای خودش نمانده بود برای همین نقل است که مجبور شد به علت گرانی مکان، نزدیک چهارراه سیروس با محمد تهرانی رقاص و خواننده ی مهمانی های خصوصی که کارهای تئاتر روحوضی های قدیم را اجرا می کرد هم خانه شود
و پس از دستگیری در دو مهمانی، تعهد داد که دیگر خوانندگی نکند اما تاب نیاورد و مجبور به کوچ شد و در نهایت در فقر در غربت درگذشت...
نظرات