دلنوشت
سوته دلان
-۱۲۱ / ۴۵
سوگند به فریب چشمانت
سوگند به فریب چشمانت
که دارم این سراب را باور می کنم
نه از روی این دل که سادگی پیشه دارد
چون گر به دروغ هم که باشد
آرام می گیرد دلی که در دام تو باشد
وعده رهایی هیچ صیادی
نداد به صید خود
اما تو بگو
که می گزاری گاه گداری در خیالت رها شوم
حتی به دروغ
هر چند عمر دروغ ها کوتاه هست
اما عمر من انگار که کوتاه تر است
نظرات