"نقاب"
گفتهاند آدمها نقاب میزنند
تا پنهان شوند.
چقدر سادهلوحانه.
بیشترِ آدمها نقاب نمیزنند
تا پنهان شوند؛
نقاب میزنند
تا پذیرفته شوند.
نقابها
نه برای مخفی کردنِ زخم،
بلکه برای شبیه شدن به توقعات دیگران ساخته میشوند.
جامعه
با مهربانیِ ریاکارانهاش میگوید:
«خودت باش.»
اما کافی است واقعاً خودت باشی
تا بفهمی چقدر سریع
به سکوت دعوت میشوی.
این است که انسان
آرامآرام یاد میگیرد
چهرهٔ واقعیاش
برای نمایش مناسب نیست.
پس یک صورت دوم میسازد،
بعد سوم،
بعد چهارم…
تا جایی که روزی
در آینه میایستد
و نمیداند
کدامشان اصلی بوده.
نقابها
ابتدا راه نجاتاند،
بعد راه بقا،
و در نهایت
زندان.
جالبتر اینکه
آدمها آنقدر با نقاب زندگی میکنند
که وقتی کسی ناگهان
چهرهٔ واقعیاش را نشان میدهد،
همه میگویند:
«چقدر مصنوعی شدی.»
و اینجاست
که تلخترین حقیقت خودش را نشان میدهد:
در جهانی که همه
چهرهٔ خود را پنهان کردهاند،
صادق بودن
بیشتر از فریب دادن
ترسناک است.
گاهی با خودم فکر میکنم—
شاید مشکل
این نیست که انسانها نقاب میزنند؛
شاید مشکل
این است که
هیچکس
چهرهٔ واقعیِ دیگری را
ندیده است.
نظرات (۲)