دنیای شعر
lia
-۶۷ / ۱۹
من این رقص رو با نیکی رفته بودم.../شعر...
البته توی یک عروسی...
مدت ها پیش...
عشق دردیست...
که تا مغز و استخوانت فرو میرود،
و ابتدا استخوانت را خورد؛
و قلبت را که متلاشی کرد..
در وجودت ته نشین میشود
عشق بازی عجیب است!
که بر خلاف سایر بازی ها دیگر
برد و باخت ندارد!
دو سر باخت است
تو اگه خیال کنی که برده ای
باز هم یک چیز را باخته ای
دلت را؛
به همین سادگی...!
نظرات (۴)