تولدم مبالک باشه (๑• . •๑)؟! ولاگ نوشتی از تولدم اگه خواستی کپشنو بخون (◠‿◕)

۱۱۲ نظر گزارش تخلف
김조경.☆ ست با آیلار جونـــــم (。・ω・。)ノ♡،

خب بزارین بگم امروز چطور گذشت ʕ´•ᴥ•`ʔ

اول از همه که صبح ساعت 6:45 پاشدم. دست وصورتمو شستم، رفتم کلاس مجازی امروز امتحان از 13درس از دی جی فرم داشتیم، حیحی خداشکر با اینکه 4تا درسش رو نخونده بودم توی 15دقیقه سوالا رو جواب دادم. شدم 17 ʕ ꈍᴥꈍʔ
وای باز خداشکر چون بچه هایی که تکرار یا تقلب داشتن یا دیر اومدن یا ندادن یا کم شدن باید 15درسو تماس تلفنی ازشون درس بپرسه (๑˙ー˙๑)
کلاسم تموم شد، واسه ناهار نمیرو خوردم خخخخخخخ (^0^)
بعد رفتم بازار از ساعت دو تا ساعت شیش همش در حال خرید کردن بودم خخخ به جز تولد خودم یه وسایلی دیگه هم خریدیم ฅ^•ﻌ•^ฅ
ارع دیگه چیزایی که خریدم؟ بفرما:
یه گوی چرخان که نور داره (مدیونید اگه فکر کنید اسمشو نمیدنم خخخخ)
یه عروسک بزرگ جوجو، خودمم نمیدونم چرا خریدم...
ولی خیلی تپله (. ❛ ᴗ ❛.)
دیگه وسایل مراقبت پوستی مثل: تونر، آبرسان، ضد آفتاب و...
و ساعت مچی ☆♡
در آخرم کتاب خخخ قرار بود یدونه کتاب بخرم اما متاسفانه من وقتی میرم داخل کتاب فروشی عقلم را میزارم دم در و میام، با اینکه موقع امتحانات بود بازم چهار تا کتاب خریدم (ฅ´ω`ฅ)
کتابایی که خریدم؛ کابوک 2جلد، کتابخانه موریساکی، ق.تل عام پاستیلی ♡♡♡
بزارین بگم توی چه ژانری ان، موریساکی، واقعا جالبه درباره یه دختره که شکست عشقی خورده و میره کتابخونه عموش واقعا عالیه البته فقط 20صفحه خوندم.
قت.ل عام پاستیلی هم، فانتزیه بچه ها با اسمش گول نخورید خخخ اون یکی هم ترسناکه دو جلده (. ❛ ᴗ ❛.)
شاید باورتون نشه ناهار نیمرو خوردیم بعد شام، کباب چنجه +سلطانی سفارش داده خخخخ U^ェ^U
من مطمعنم اگه از خانواده ما هم پایتخت میساختن انقدر معروف میشد خخخخ ⟵(๑¯◡¯๑)
ارع دیگه کیکم گرفتنم بعد شام یه جشن کوچیک نقلی خانوادگی بگیرم، جای همتون خالی بوس از راه دور به همتون (。・ω・。)ノ♡

نظرات (۱۱۲)

Loading...

توضیحات

تولدم مبالک باشه (๑• . •๑)؟! ولاگ نوشتی از تولدم اگه خواستی کپشنو بخون (◠‿◕)

۳۸ لایک
۱۱۲ نظر

خب بزارین بگم امروز چطور گذشت ʕ´•ᴥ•`ʔ

اول از همه که صبح ساعت 6:45 پاشدم. دست وصورتمو شستم، رفتم کلاس مجازی امروز امتحان از 13درس از دی جی فرم داشتیم، حیحی خداشکر با اینکه 4تا درسش رو نخونده بودم توی 15دقیقه سوالا رو جواب دادم. شدم 17 ʕ ꈍᴥꈍʔ
وای باز خداشکر چون بچه هایی که تکرار یا تقلب داشتن یا دیر اومدن یا ندادن یا کم شدن باید 15درسو تماس تلفنی ازشون درس بپرسه (๑˙ー˙๑)
کلاسم تموم شد، واسه ناهار نمیرو خوردم خخخخخخخ (^0^)
بعد رفتم بازار از ساعت دو تا ساعت شیش همش در حال خرید کردن بودم خخخ به جز تولد خودم یه وسایلی دیگه هم خریدیم ฅ^•ﻌ•^ฅ
ارع دیگه چیزایی که خریدم؟ بفرما:
یه گوی چرخان که نور داره (مدیونید اگه فکر کنید اسمشو نمیدنم خخخخ)
یه عروسک بزرگ جوجو، خودمم نمیدونم چرا خریدم...
ولی خیلی تپله (. ❛ ᴗ ❛.)
دیگه وسایل مراقبت پوستی مثل: تونر، آبرسان، ضد آفتاب و...
و ساعت مچی ☆♡
در آخرم کتاب خخخ قرار بود یدونه کتاب بخرم اما متاسفانه من وقتی میرم داخل کتاب فروشی عقلم را میزارم دم در و میام، با اینکه موقع امتحانات بود بازم چهار تا کتاب خریدم (ฅ´ω`ฅ)
کتابایی که خریدم؛ کابوک 2جلد، کتابخانه موریساکی، ق.تل عام پاستیلی ♡♡♡
بزارین بگم توی چه ژانری ان، موریساکی، واقعا جالبه درباره یه دختره که شکست عشقی خورده و میره کتابخونه عموش واقعا عالیه البته فقط 20صفحه خوندم.
قت.ل عام پاستیلی هم، فانتزیه بچه ها با اسمش گول نخورید خخخ اون یکی هم ترسناکه دو جلده (. ❛ ᴗ ❛.)
شاید باورتون نشه ناهار نیمرو خوردیم بعد شام، کباب چنجه +سلطانی سفارش داده خخخخ U^ェ^U
من مطمعنم اگه از خانواده ما هم پایتخت میساختن انقدر معروف میشد خخخخ ⟵(๑¯◡¯๑)
ارع دیگه کیکم گرفتنم بعد شام یه جشن کوچیک نقلی خانوادگی بگیرم، جای همتون خالی بوس از راه دور به همتون (。・ω・。)ノ♡