نامه ی بهاری*کپ
اولویا عزیزم،الان که این نامه را برایت مینویسم سال 1950 هست
این دوومین بهاری هست که بدون تو میاید کاش اینجا پیش من بودی
تا از خانه مان اسمان و درخت های شکوفه ی گیلاسی که هرسال
در همین وقت شکوفه های گیلاس درخت را می پوشانند را ببینیم
و با یک قهوه توی دستمان در خیابان ها و کوچه های زیبای ویکتوریا
قدم بزنیم
و در حیاط خانه مان با لباس های زیبا و موهایمان که باهم
مرتبشان کردیم پیش درخت بید بروین و کتاب بخوانیم
و تاب چوبی ای که به درخت وصل کردیم تاب بخوریم
درسته خودت اینجا نیستی اما خاطراتت هنوز اینجا پیش من
هست هرجا که میروم قدم بهقدم همراهم هست.
امیدوارم هرجا که هستی بهارت زیبا باشد مانند چشم هایت
-24 فروردین ساعت 11:56 دقیقه
_هیلی
نظرات (۵)