شارلاتانی به نام کارل مارکس

فرزام کریمی/Farzam karimi
فرزام کریمی/Farzam karimi

ترجمه زیرنویس: فاطمه احمدی آذر
درج زیرنویس:مهدی سیدی




به تعبیر لارنس یوبنک مارکس نه منجی و نه اقتصاددان بود؛ او بیشتر خطیبی پرشور بود که اصول متغیر اخلاقی را جایگزین تحلیلهای دقیق کرد. پیش‌بینی فروپاشی اجتناب‌ناپذیر سرمایه‌داری تحقق نیافت و نظامی که قرار بود در تضادهای درونی خود فروبریزد، خود را اصلاح کرد و گسترش یافت. نظریه ارزش کار که قرار بود ستون نقد او باشد، در برابر نقد منطقی و تجربه تاریخی تاب نیاورد. مارکس پیچیدگی بازار را به طرحی ساده‌انگارانه فروکاست و رقابت و نوآوری را نادیده گرفت. او مخالفان را به «آگاهی کاذب» متهم می‌کرد، گویی هر اختلافی نشانه جهل است. زبان او بیش از آنکه تحلیلی باشد، ایدئولوژیک و تفرقه افکن بود. وعده جامعه بی‌طبقه بدون توضیح سازوکار عملی، بیشتر رؤیایی و شاعرانه بود تا اینکه یک برنامه‌ی کاربردی باشد. اگر نظریه‌ای تنها با نادیده گرفتن واقعیت زنده بماند، مشکل از واقعیت نیست بلکه مشکل از نظریه است. مارکسیسم نه علمی مبتنی بر تاریخ بلکه روایت بزرگی بود که می‌خواست جایگزین آن شود. به باور لشک کولاکوفسکی اگر تاریخ قرار است طبق طرحی از پیش نوشته‌شده حرکت کند، پس نقش آزادی انسانی چه می‌شود؟ وعده جامعه بی‌طبقه، بدون توضیح سازوکار قدرت، راه را برای تمرکز قدرت هموار می‌کند. مارکسیسم نه‌تنها در پیش‌بینی‌های اقتصادی لغزید بلکه در ادعای قطعیت اخلاقی نیز گرفتار ماند.




پ.ن:کتاب کمونیست ها شما را شستشوی مغزی میدهند نوشته ی ادوارد هانتر به زودی توسط نشر سپیدقلم روانه ی بازار نشر خواهد شد.

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

شارلاتانی به نام کارل مارکس

۰ لایک
۰ نظر

ترجمه زیرنویس: فاطمه احمدی آذر
درج زیرنویس:مهدی سیدی




به تعبیر لارنس یوبنک مارکس نه منجی و نه اقتصاددان بود؛ او بیشتر خطیبی پرشور بود که اصول متغیر اخلاقی را جایگزین تحلیلهای دقیق کرد. پیش‌بینی فروپاشی اجتناب‌ناپذیر سرمایه‌داری تحقق نیافت و نظامی که قرار بود در تضادهای درونی خود فروبریزد، خود را اصلاح کرد و گسترش یافت. نظریه ارزش کار که قرار بود ستون نقد او باشد، در برابر نقد منطقی و تجربه تاریخی تاب نیاورد. مارکس پیچیدگی بازار را به طرحی ساده‌انگارانه فروکاست و رقابت و نوآوری را نادیده گرفت. او مخالفان را به «آگاهی کاذب» متهم می‌کرد، گویی هر اختلافی نشانه جهل است. زبان او بیش از آنکه تحلیلی باشد، ایدئولوژیک و تفرقه افکن بود. وعده جامعه بی‌طبقه بدون توضیح سازوکار عملی، بیشتر رؤیایی و شاعرانه بود تا اینکه یک برنامه‌ی کاربردی باشد. اگر نظریه‌ای تنها با نادیده گرفتن واقعیت زنده بماند، مشکل از واقعیت نیست بلکه مشکل از نظریه است. مارکسیسم نه علمی مبتنی بر تاریخ بلکه روایت بزرگی بود که می‌خواست جایگزین آن شود. به باور لشک کولاکوفسکی اگر تاریخ قرار است طبق طرحی از پیش نوشته‌شده حرکت کند، پس نقش آزادی انسانی چه می‌شود؟ وعده جامعه بی‌طبقه، بدون توضیح سازوکار قدرت، راه را برای تمرکز قدرت هموار می‌کند. مارکسیسم نه‌تنها در پیش‌بینی‌های اقتصادی لغزید بلکه در ادعای قطعیت اخلاقی نیز گرفتار ماند.




پ.ن:کتاب کمونیست ها شما را شستشوی مغزی میدهند نوشته ی ادوارد هانتر به زودی توسط نشر سپیدقلم روانه ی بازار نشر خواهد شد.

آموزش