سوسیالیسم ایده ای مزخرف,متوهمانه و جزم گرایانه
مارکس نه پیامبر و نه منجی اقتصاد بود,وی خطیبی بی عقل و پرشور بود که خشم برآمده از اخلاق گرایی را جایگزین تحلیل های دقیق اقتصادی کرد و جالب تر آنکه مارکس خودش ذره ای پایبندی به اصول اخلاقی نداشت,مارکس از جهان سرمایه داری تنفر داشت در حالیکه خرج زندگانی اش را دوست متمولش تقبل کرده بود و حتی در تمام عمرش یک ساعت هم کار نکرد اما از مزایای کار کردن و شورش طبقه ای بر علیه طبقه ای دیگر نوشت بی آنکه حتی یک ساعت تجربه ای از کار داشته باشد, مدام از اخلاق سخن میگفت اما خودش حتی یک سنت هم به خدمتکارش پرداخت نکرد و در آخر خدمتکارش را باردار کرد! وی حتی فرزند خودش را به سرپرستی نپذیرفت, پیش بینی وی از فروپاشی سرمایه داری تحقق نیافت و حتی منطقی ترین نقدها را تاب نیاورد همانگونه که امروز طرفداران بی هویتش تاب آن را ندارند که کوچکترین نقدها را نسبت به او تاب بیاورند,زبان مارکس بیش از انکه تحلیلی باشد ایدئولوژیک بوده است و وعده ی جامعه ی بی طبقه اش وعده ای شاعرانه و رویایی بوده است گه تنها به مذاق شاعران منگ و بی سواد خوش می آید وگرنه هیچ ذهن علمی و آکادمیکی پذیرای یاوه های مارکس نیست مگر آنکه بیش از اتکا به علم, جزم گرا,متعصب و در خدمت چپ های بی هویت باشد,مارکسیسم نه علمی مبتنی بر تاریخ بلکه توهمی بود که میخواست خود را به عوان بخشی از تاریخ جایگزین کند از این رو چگوارای تیرخلاص زن با کمک هنر هالیوودی بدل به چگوارا شد اما در عرصه ی حقیقت قاتل و تیرخلاص زنی بود که در نهایت کشته شد,امروزه هیچ ذهن عاقل,منطقی و معاصری نمیتواند پذیرای یاوه های مارکسیستی, سوسیالیستی و کمونیستی باشد مگر آنکه تمام عمر به زیست در رویا عادت کرده باشد و یا منفعتی از زیستن در رویا برده باشد و یا اینکه شریک جرم قاتل باشد.
کتاب کمونیست ها شما را شستشوی مغزی میدهند نوشته ی ادوارد هانتر با ترجمه ی فرزام کریمی توسط نشر سپید قلم به زودی راهی بازار نشر خواهد شد
نظرات