کنیییییی داستان جدید ساختمممممم خیلی مسخرس نخونین

داستان انیمه

۱۳ ویدیو
~Hanako~ -۱۳ / ۴

پارت سه داستانم مایل به پارت چهار ؟؟

۵۵ نظر گزارش تخلف
~Hanako~
~Hanako~

ایریس سریع به صدا واکنش نشون داد و به اون سمت نگاه کرد و کای رو دید که داره سینی غذاش رو جمع میکنه کای بلند شد و در حد چند ثانیه توی چشمای ایریس نگاه کرد بعد برگشت و رفت غذاش رو عوض کرد و خورد
یوکی به کای که داشت غذا میخورد زل زده بود و میگفت « فبول نداری کای هروز جذاب تر میشه » ایریس دستپاچه شد « اه چی اها آره »
یوکی « هعی چی میشه اگه پیشنهاد منو قبول کنه »
ایریس گفت « پیشنهاد »
یوکی میخواست حرف بزنه که میوکی و اکیزو و کای همگی سمت میز ایریس و یوکی اومدن
اکیزو « وایی ایریس جذاب امکان هست پیشتون بشینم »
ایریس « چی ؟ جذاب ؟ چیزه اخه بله » کمی سرخ شد
کای سریع بغل ایریس مشست و نذاشت اکیزو بشینه توی صورت ایریس نگاه کرد و گفت « به نظرم اینجا خیلی برای من راحت تره » ایریس گونه هاش قرمز شد و هیچی نگفت همه غذاشونو خوردن و به سمت کلاسشون رفتن نشسته بودن و منتظر معلم بودن که یهو در با صدای بومب باز شد......

نظرات (۵۵)

Loading...

توضیحات

پارت سه داستانم مایل به پارت چهار ؟؟

۱۵ لایک
۵۵ نظر

ایریس سریع به صدا واکنش نشون داد و به اون سمت نگاه کرد و کای رو دید که داره سینی غذاش رو جمع میکنه کای بلند شد و در حد چند ثانیه توی چشمای ایریس نگاه کرد بعد برگشت و رفت غذاش رو عوض کرد و خورد
یوکی به کای که داشت غذا میخورد زل زده بود و میگفت « فبول نداری کای هروز جذاب تر میشه » ایریس دستپاچه شد « اه چی اها آره »
یوکی « هعی چی میشه اگه پیشنهاد منو قبول کنه »
ایریس گفت « پیشنهاد »
یوکی میخواست حرف بزنه که میوکی و اکیزو و کای همگی سمت میز ایریس و یوکی اومدن
اکیزو « وایی ایریس جذاب امکان هست پیشتون بشینم »
ایریس « چی ؟ جذاب ؟ چیزه اخه بله » کمی سرخ شد
کای سریع بغل ایریس مشست و نذاشت اکیزو بشینه توی صورت ایریس نگاه کرد و گفت « به نظرم اینجا خیلی برای من راحت تره » ایریس گونه هاش قرمز شد و هیچی نگفت همه غذاشونو خوردن و به سمت کلاسشون رفتن نشسته بودن و منتظر معلم بودن که یهو در با صدای بومب باز شد......