داستان انیمه
پارت سه داستانم مایل به پارت چهار ؟؟
ایریس سریع به صدا واکنش نشون داد و به اون سمت نگاه کرد و کای رو دید که داره سینی غذاش رو جمع میکنه کای بلند شد و در حد چند ثانیه توی چشمای ایریس نگاه کرد بعد برگشت و رفت غذاش رو عوض کرد و خورد
یوکی به کای که داشت غذا میخورد زل زده بود و میگفت « فبول نداری کای هروز جذاب تر میشه » ایریس دستپاچه شد « اه چی اها آره »
یوکی « هعی چی میشه اگه پیشنهاد منو قبول کنه »
ایریس گفت « پیشنهاد »
یوکی میخواست حرف بزنه که میوکی و اکیزو و کای همگی سمت میز ایریس و یوکی اومدن
اکیزو « وایی ایریس جذاب امکان هست پیشتون بشینم »
ایریس « چی ؟ جذاب ؟ چیزه اخه بله » کمی سرخ شد
کای سریع بغل ایریس مشست و نذاشت اکیزو بشینه توی صورت ایریس نگاه کرد و گفت « به نظرم اینجا خیلی برای من راحت تره » ایریس گونه هاش قرمز شد و هیچی نگفت همه غذاشونو خوردن و به سمت کلاسشون رفتن نشسته بودن و منتظر معلم بودن که یهو در با صدای بومب باز شد......
نظرات (۵۵)