یک دقیقه از فیلم-شعرِ " چشمه" ساخته آربی اُوانسیان
مردی زیرِ چهار گوشه یِ خونش؛شراب ، چاقو ، طناب و صلیب گذاشت
مردی ۴۰ سال با عشق یک دختر مُرده سر کرد و عذب موند
مردی سنگ قبر خودشو تراشید تموم نشونیهاشم روش نوشت
مردی روی گنبد بلند صلیب گذاشت و بخشیده شد
مردی چند مرتبه مرگ بالای سرش اومد. هر دفعه با زحمت لباس پوشید خودشو به عرق فروشی رسوند تا حد مرگ خورد تلوتلو خورون به خونه اومد خوابید. صبح صحیح و سالم از خواب بیدار شد
مردی برادرش تبعیدی بود. سه سال تموم هر روز خودش سفره رو میچید. تموم چراغ های خونه رو روشن میکرد. میرفت پیشواز برادرش و تنها برگشت
از فیلم "چشمه" ساخته آربی اُوانسیان
نظرات