اما‌نیمه‌شبی‌…

۰ نظر گزارش تخلف
.
.

اما نیمه شبی من خواهم رفت؛
از دنیایی که مالِ من نیست، از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته‌اند
و تو آن‌گاه خواهی دانست، خونِ سبزِ من
خواهی دانست که جای چیزی در وجودِ تو خالی‌ست
و تو آنگاه خواهی دانست، پرنده‌ی کوچکِ قفسِ خالی و منتظرِ من!
خواهی دانست که تنها مانده‌ ای با روحِ خودت
و بی‌کسی‌ات را دردناک‌تر خواهی چشید زیرِ دندانِ غم‌ات
غمی که من می‌برم
غمی که من می‌کشم...
و من،جاودانه به صورتِ دردی که زیرِ پوستِ توست
مسخ گشته‌ام.

شاملو-

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

اما‌نیمه‌شبی‌…

۴ لایک
۰ نظر

اما نیمه شبی من خواهم رفت؛
از دنیایی که مالِ من نیست، از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته‌اند
و تو آن‌گاه خواهی دانست، خونِ سبزِ من
خواهی دانست که جای چیزی در وجودِ تو خالی‌ست
و تو آنگاه خواهی دانست، پرنده‌ی کوچکِ قفسِ خالی و منتظرِ من!
خواهی دانست که تنها مانده‌ ای با روحِ خودت
و بی‌کسی‌ات را دردناک‌تر خواهی چشید زیرِ دندانِ غم‌ات
غمی که من می‌برم
غمی که من می‌کشم...
و من،جاودانه به صورتِ دردی که زیرِ پوستِ توست
مسخ گشته‌ام.

شاملو-