غرق شده در اقیانوس (کپ)
خیلی وقت است که در اقیانوس بیانتهایی غرق شدهام. اقیانوسی آبی و زیبا. با این تفاوت که تنها شناگر آن من هستم. شناگری مخفی و محتاط. به مدت یک سال است که در آبیِ چشمهای زیبایش غرق شدهام. مانند ماهیای هستم که بالههایش ناقصند و نمیتواند درست شنا کند. هیچوقت یاد نگرفتم و نتوانستم درست با او صحبت کنم. هرچقدر هم در خلوت تمرین کنم، اما باز هم با دیدن چشمانش دستپاچه میشوم. پس تا وقتی راهی برای شنا با باله های ناقصم پیدا کنم، در اعماق قلبم قصری باشکوه از مرجان و مروارید ساختم، تا این پری دریایی در آن ساکن باشد. او تنها شاهزاده و پری حاضر در دریای قلب من است، که مرا در اقیانوس چشم ها و مهربانی رفتارش غرق کرده.
......
دوست دارین از این یه داستان چندپارتی بنویسم؟
نظرات (۴)