فـیـکـشـن I'm not your master | P¹⁶
چند ثانیه به صورت جیمین و گوشای خم شدش از ناراحتی و چشمای پاپی مانند براقش خیره شد و ناخودآگاه آروم و بیصدا خندید و جیمین گیج سرشو روی شونش خم کرد.
-نه اونقدرام درد نداشت توله!
+پس چرا اینجوری شدی؟
نفسشو راحت خلاص کرد و آروم و مردد گونه ی جیمینو نوازش کرد و دست دیگشو از پهلوش جدا کرد و توی جیبش فرو برد.
فقط دو روز بیشتر نبود ، بعد اون هرجور شده تمام تلاششو میکرد فراموش کنه و میدونست یا حداقل امیدوار بود فراموشش کنه.
زیر بغل جیمینو گرفت و از اُپِن پایین آوردش ، مچشو چسبید و روی کاناپه نشوندش و تمام کوسن هارو توی بغل جیمین گذاشت.
-بگیر پاره پارشون کن ، هرکاری دوست داری بکن فقط آروم بگیر تا من پروژمو تموم کنم!
+یاااا مگه من سگم که بگیرم کوسن پاره کنم؟!
-سری قبل که بودی یهو چیشد؟ نکنه الان گربه شدی؟
+اون سری میخواستم پر بازی کنم!
-الانم پر بازی کن فقط صدات در نیاد
جیمین دوباره تخس دست به سینه به کاناپه تکیه داد.
+اگه یه هایبرید داشتی الان باهاش بازی میکردم
-خیلی خوشحالم که ندارم!
دستشو لای موهاش فرو کرد و نفسشو هوفی داد بیرون.
+حداقل منو ببر گردش!!
-چند بار بهت بگم توله؟ من صاحبت نیستم! پس لبای کوچولو ی صورتیتو جفت کن تا روی سگ من بالا نیومده و تیکه تیکشون نکردم!
راه افتاد سمت اتاق و قبل از بستن در نگاه تیزی به جیمین کرد و انگشت اشارشو به نشونه تهدید بالا گرفت.
-صدات در نیاد!
پـــایـــان پـــارتـــــ16
نظرات (۳)