رمان YOU
YOU³
رز در زد و همه وارد شدن.....
هنوز نیومده بودن...
همه رفتن سر صندلی خودشون و داشتن همه چی رو اماده میکردن...
دایون : ات بیا اینجا این صندلی هیونجینه..
ات رفت کنار اون صندلی و داشت وسایل رو اماده میکرد ...
نیلی : راستی ات چطور میکاپ رو یاد گرفتی؟
ات : از مامانم... اونم میکاپ ارتیست همین کمپانی بود..
میونگ : وای چه جالب.. حتما وقتی بچه بودی زیاد میکاپ های مادرتو نگاه میکردی نه!؟
ات : اره همیشه نگاه میکردم....
سنا : مادرت کیو میکاپ میکرد؟
ات مکث کرد اب دهنش رو به زور قورت داد و آروم گفت : رئیس فعلی کمپانی
همه خشکشون زد ولی چیزی نگفتن
یه دفعه تمام اعضا با مدیر برنامشون اومدن همه ی اعضا سلام کردن و روی صندلی خودشون نشستن..
غیر از هیونجین....
ات نگاش کرد و سلام کرد اما هیونجین دهنش رو کج کرد و نشست روی صندلیش...
ات : چطور میکاپ تون کنم؟
هیونجین : عادی
ات : خب...
هیونجین : بلد نیستی؟؟
ات: چرا ولی باید کانسپت کاری که میخواید بکنید رو بدونم تا ...
هیونجین انگشت اشاره شو گذاشت رو لباش.....
- برای عکسبرداری گروهیه....
ات یه قدم عقب رفت..
هیونجین: چی شد...
تا خواست حرفشو بزنه مدیر برنامه اومد و کانسپت رو برای همه توضیح داد...
ات دست به کار شد... خیلی سریع همه کار هارو انجام داد...
هیونجین : اولین روزته ولی زودتر از بقیه میکاپمو تموم کردی...
ات به نشونه احترام خم شد
هیونجین: آفری...
همون موقع مدیر برنامه که داشت با تلفن حرف میزد و کیف و لباس دستش بود و جلوش رو نمیدید به ات خورد و ات مستقیم روی هیونجین افتاد. ....
تا اینجا خوب بود؟ ادامه بدم؟
نظرات (۱۷)