فـیکـشـنI'm not your master | P⁵

۰ نظر گزارش تخلف
هــاردِن' | فــیــکــشــن
هــاردِن' | فــیــکــشــن

I'm not your master | من صاحبت نیستم

-حد خودتو بدون توله سگ! فکرش هم نکن دوباره سناریو ی سری قبلی رو تکرار کنی ، پس تمام این دو روز مثل یه هایبرید خوب میخوری و می‌خوابی و به پر و پا ی من نمیپیچی وگرنه قسم میخورم جیمین این سری عمرا بزارم پات سالم از در این خونه بیرون بره فهمیدی؟؟

از لای دندوناش توی صورت شیری رنگ جیمین غرید و به محض تموم شدن جملش ازش جدا شد و راهشو تا اتاقش ادامه داد و درو پشت سرش کوبید.
خودشو روی تختش انداخت و چشماشو بست تا برای چند ثانیه ام که شده آروم بگیره . تمام دیشب بیدار بود و روی پروژش کار میکرد و قصد داشت تموم امروز و فردا هم کار کنه اما با وجود یه هایبرید دردسر ساز توی خونش باید کاملا قید سروقت تحویل دادن پروژش به دانشگاهو میزد!
هنوز چشماش گرم نشده بود که صدای تق تق در اتاقش بلند شد ، نفسشو هوفی بیرون داد و قبل اینکه کلمه چیکار داری از دهنش خارج بشه در باز شد و جیمین خیلی راحت انگار که وارد اتاق خودش بشه درو باز کرد و وارد اتاق جونگکوک شد.
یه هایبرید ظریف وسط اتاقش که دستاشو پشت هم گره داده بود و نگاهش میکرد نگاه کرد و خودشو روی تخت بالا کشید.

-هنوز بهت یاد ندادن اجازه بگیری بعد وارد شی؟

+در زدم دیگه ، میخوای بگی در نزدم جونگکوکی؟

راهشو سمت کمدش ادامه داد و جونگکوک که مطمئن بود جیمین بازم قصد داره بازیشو شروع کنه دستشو کلافه به پیشونیش مالید.

-فکرش هم نکن از لباس های من استفاده کنی!

+استفاده نکنم؟ یعنی بیشتر دوست داری جلوت لـ.ـخت بگردم هوم؟

پـــایـــان پـــارتـــــ5

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

فـیکـشـنI'm not your master | P⁵

۲۴ لایک
۰ نظر

I'm not your master | من صاحبت نیستم

-حد خودتو بدون توله سگ! فکرش هم نکن دوباره سناریو ی سری قبلی رو تکرار کنی ، پس تمام این دو روز مثل یه هایبرید خوب میخوری و می‌خوابی و به پر و پا ی من نمیپیچی وگرنه قسم میخورم جیمین این سری عمرا بزارم پات سالم از در این خونه بیرون بره فهمیدی؟؟

از لای دندوناش توی صورت شیری رنگ جیمین غرید و به محض تموم شدن جملش ازش جدا شد و راهشو تا اتاقش ادامه داد و درو پشت سرش کوبید.
خودشو روی تختش انداخت و چشماشو بست تا برای چند ثانیه ام که شده آروم بگیره . تمام دیشب بیدار بود و روی پروژش کار میکرد و قصد داشت تموم امروز و فردا هم کار کنه اما با وجود یه هایبرید دردسر ساز توی خونش باید کاملا قید سروقت تحویل دادن پروژش به دانشگاهو میزد!
هنوز چشماش گرم نشده بود که صدای تق تق در اتاقش بلند شد ، نفسشو هوفی بیرون داد و قبل اینکه کلمه چیکار داری از دهنش خارج بشه در باز شد و جیمین خیلی راحت انگار که وارد اتاق خودش بشه درو باز کرد و وارد اتاق جونگکوک شد.
یه هایبرید ظریف وسط اتاقش که دستاشو پشت هم گره داده بود و نگاهش میکرد نگاه کرد و خودشو روی تخت بالا کشید.

-هنوز بهت یاد ندادن اجازه بگیری بعد وارد شی؟

+در زدم دیگه ، میخوای بگی در نزدم جونگکوکی؟

راهشو سمت کمدش ادامه داد و جونگکوک که مطمئن بود جیمین بازم قصد داره بازیشو شروع کنه دستشو کلافه به پیشونیش مالید.

-فکرش هم نکن از لباس های من استفاده کنی!

+استفاده نکنم؟ یعنی بیشتر دوست داری جلوت لـ.ـخت بگردم هوم؟

پـــایـــان پـــارتـــــ5