سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۷/۰۶
در آستانه‌ی جنگ به کارگردانی مایکل راسل گان فیلمِ سیاست‌زده‌ای است که پُر شده از مَسخ و شعار. در ظاهر ما با یک تِمِ بر اساسِ واقعیت طرفیم که جلوه‌های استنادیِ آن از فیلترِ تاریخِ قهرمانانه و نه تاریخِ مقاومتی، می‌گذرد. استفاده از جلوه‌های ویژه به علاوه‌ی تصاویرِ آرشیوی از یک رویدادِ تاریخی، انباشت یک فیلمِ بر اساسِ واقعیت را نمی‌سازد و احتمالاً توانسته است چهره‌ی جنگِ سرد، میان روسیه و آمریکا را، تقویت کند. فیلم سه شخصیت دارد و هرکدامِ این پرسوناژها از یک تیپِ عمومی به کاراکتری خصوصی تبدیل می‌شوند. ریگان، که در همان ابتدا پُزِ روشن‌فکری‌اش آسمان را سوراخ می‌کند، گورباچف، که یک دیکتاتورِ بچه‌ننه است و از ذلیل بودن در مقابل زن‌ها رنج می‌برد و شولتس که از چهره‌اش می‌توان تسلیم شدن در برابر قدرتِ ظلم را خواند. این پرسوناژها به غیر از ریگان که همسرش نانسی نقشِ برجسته‌ای در تصمیم‌گیری‌ها باید ایفا کند، محدوده‌ی تسلیم و صلح را در جلساتِ پُشتِ پرده یا اتاق خواب تعیین خواهند کرد. برای ما رنجش نانسی اهمیتی ندارد امّا درام بگونه‌ای بر مخاطب تزریق می‌شود که رنجشِ او از عدمِ نتیجه‌ی مذاکرات ریگان و گورباچف بزرگ‌نماتر شده و در نهایت تلاش برای ترور ریگان یک دسیسه‌ی روسی بنظر می‌رسد. بنظرِ من سیستمِ هالیوودی قبل از اینکه سینما را برای مخاطب معنا کند سیاست را هَجی خواهد کرد و این سینما را تبدیل به سیرکِ سیاست کرده و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26359