نقدی بر سینمایی «رخ نیلو

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

رخ نیلو به کارگردانی جلال اشکذری نهایتِ بی‌مغزیِ یک فیلم در سینمای ایران است. در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که فلش‌بک برای تعریفِ چراییِ قصّه در فیلمنامه نیست بلکه از فلش‌بک تنها هنگامی باید استفاده شود که چگونگیِ حالِ فیلمنامه به گذشته‌ی کاراکترها ارتباط داشته باشد. ارتباط نیلو، نیلوفر کوخانی با میلاد، سجاد بابایی، یک ارتباطِ منسوخ شده است. عاشقانه‌ای که فداکاری در آن شکلِ نامفهومی به خود می‌گیرد؛ این نامفهومی به اشتباهْ گُسست نامیده می‌شود و تا انتهای فیلم که نیلو زالویی را از پنجره‌ی خودرو به بیرون پرتاب می‌کند، ادامه دارد. هیچ‌کس مانند فردِ دیگری نمی‌تواند و نباید درام یا ملودرامی خلق کند چرا که در آن صورت هنر بجای میمسیسِ در تکاپو به مجازاتِ محاکات تبدیل می‌شود. مسئله‌ی امروزِ من سخنانِ گُهربارِ لاله مرزبان در جشنواره‌ای خارجی است. این سخنان هیچ ربطی به خانمِ ایرانی، آزادیِ ایرانی و تلاش برای رسیدنِ به آن ندارد. گله‌ی من از این بازیگرِ مستعد این است که چرا وقتی از دختر و خانمِ ایرانی سخن می‌گُفتی در جوابِ پُرسشی که: آیا بعد از این فیلم می‌توانی به ایران برگردی یا نه، که هیچ ربطی به فیلم نداشت و شیطنت خانمِ خبرنگار را نشان داده، از فداکاریِ عمیق خود، که صرفاً بازیِ بدون حجاب بوده، سخن گفتی اما نگفتی 168 تن از دختران و زنان آینده‌ی این سرزمین سرِ کلاس درس توسط سفاکان به شهادت رسیدند!!. سینمای ایران با این سلبریتی‌های خائن و نابلد، که مجموعه‌ای از آنها را در فیلمِ اشکذری می‌بینیم، از ریشه زده خواهد شد و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26345

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقدی بر سینمایی «رخ نیلو

۰ لایک
۰ نظر

رخ نیلو به کارگردانی جلال اشکذری نهایتِ بی‌مغزیِ یک فیلم در سینمای ایران است. در ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که فلش‌بک برای تعریفِ چراییِ قصّه در فیلمنامه نیست بلکه از فلش‌بک تنها هنگامی باید استفاده شود که چگونگیِ حالِ فیلمنامه به گذشته‌ی کاراکترها ارتباط داشته باشد. ارتباط نیلو، نیلوفر کوخانی با میلاد، سجاد بابایی، یک ارتباطِ منسوخ شده است. عاشقانه‌ای که فداکاری در آن شکلِ نامفهومی به خود می‌گیرد؛ این نامفهومی به اشتباهْ گُسست نامیده می‌شود و تا انتهای فیلم که نیلو زالویی را از پنجره‌ی خودرو به بیرون پرتاب می‌کند، ادامه دارد. هیچ‌کس مانند فردِ دیگری نمی‌تواند و نباید درام یا ملودرامی خلق کند چرا که در آن صورت هنر بجای میمسیسِ در تکاپو به مجازاتِ محاکات تبدیل می‌شود. مسئله‌ی امروزِ من سخنانِ گُهربارِ لاله مرزبان در جشنواره‌ای خارجی است. این سخنان هیچ ربطی به خانمِ ایرانی، آزادیِ ایرانی و تلاش برای رسیدنِ به آن ندارد. گله‌ی من از این بازیگرِ مستعد این است که چرا وقتی از دختر و خانمِ ایرانی سخن می‌گُفتی در جوابِ پُرسشی که: آیا بعد از این فیلم می‌توانی به ایران برگردی یا نه، که هیچ ربطی به فیلم نداشت و شیطنت خانمِ خبرنگار را نشان داده، از فداکاریِ عمیق خود، که صرفاً بازیِ بدون حجاب بوده، سخن گفتی اما نگفتی 168 تن از دختران و زنان آینده‌ی این سرزمین سرِ کلاس درس توسط سفاکان به شهادت رسیدند!!. سینمای ایران با این سلبریتی‌های خائن و نابلد، که مجموعه‌ای از آنها را در فیلمِ اشکذری می‌بینیم، از ریشه زده خواهد شد و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26345