سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۵/۲۹
ستاره شناس به کارگردانی میثم کیان یک دوئل روانشناسانه‌ی مُنحصربه‌فرد است. از کیان، نمایش «مالی سوئینی» را دیده بودم و از همان زمان به قدرت بازی‌گرفتن از بازیگرِ این کارگردان رشک می‌بُردم چرا که بازی‌هایی که در «ستاره شناس»، مخصوصاً از آسیه بنی طبا، می‌بینیم، حاصلِ یک دراماتورژیِ فهیم از جامعه است. نمایش مورد بحث جدای از آنکه در زیرمتنِ درام پُرسش‌های عمیق و جستارگریز از فلسفه‌ی روانشناسی می‌پُرسد، سؤالِ بزرگش را اینگونه مطرح می‌کند: فایده‌ی روانشناسی چیست وقتی که خودِ روانشناس به خودکشی فکر می‌کند؟ در مرتبه‌ی بعد می‌پُرسد: آیا روانشناسی مُشتی تکنیک برای ورود به احساساتِ دیگری نیست؟ در برخوردِ دیگر زنانی را در فرهنگِ غربی می‌بینیم که روانشناسیِ جوامعِ خود تمرکز بر ایجادِ ارتباط جدید برای رسیدن به اوجِ کامِش دارد و همه‌ی این درامِ تلفیقی به باورِ من در نقدِ اینگونه روانشناسی برآمده. بنظرم از نیازاتِ تئاترِ اصفهان و مشخصاً ایران است که چُنین متن‌هایی را پوشش دهد چرا که ماهیتِ جنسیت‌زده‌ی روانشناسانِ غربی را بخوبی عیان می‌کند. این ذات که در نهایت به تنهایی و نااُمیدیِ خودمختار مُنتج می‌شود در رُمان اروین د یالوم «وقتی نیچه گریست» نیز قابلِ لمس است. جوزف بویر می‌تواند همان دکتری باشد که با تعریفِ از بیمارانِ زیبایی که دارد خود را «ستاره شناس» و متفاوت نشان می‌دهد و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/?p=24954