اما چرا زمین اینقدر .... وایسا وایسا ببینم اینکه زمین نیست . پس چیه ؟ درک نمیکردم چی شده . یدفه متوجه ماجرا شدم. ایاتو منو گرفته بود . اروم طوری که نشنوه گفتم : ترجیح میدادم از اورست سقوط کنم ولی نیوفتم تو بقل این وحشی. از ترس و خستگی همون جا بیهوش شدم . وقتی به هوش اومدم کنار یه رودخونه بودم تا اومدم تکون بخورم یه سطل اب یخ ریخت روم . - یخ زدم . - عه بهوش اومد . - مرض . کار تو بود ؟ - نه کار عمم بود . - خفه باو . - من فنا ناپذیرم حالا تو هر چی میخوای زر مفت بزن