سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۴/۱۱/۱۸
همنت ساخته‌ی کلوئی ژائو که موسیقیِ احساسیِ مکس ریشتر را چاشنیِ خود دارد یک پروبلماتیکِ عاشقانه در وصفِ جای خالیِ احساس در تعریفِ انسان و طبیعت است. اگر به گفته‌ی هگل استناد کنیم و این دیالکتیک را داشته باشیم که سوژه بر گرفته از زبانِ انسان در جغرافیایی است که زیست می‌کند؛ باید به این فکت اعتراف کرد که مسئله‌ی ژائو در این فیلم نه والایشِ میلِ جنسی توسط عشق، به گفته‌ی اریک فروم، بلکه والایشِ انسانیت توسطِ احساس با نت‌های پیانو است. موسیقی به عنوانِ انتزاعی‌ترین نوعِ هنر می‌تواند انسان را از جهانی به جهانی دیگر متصل کند و جهانِ اگنس، ان، در پرنده‌ای، شاهین، خلاصه می‌گردد و دلبستگی‌اش به طبیعت را با زایمان در کنارِ یک درخت نمایش می‌دهد، طبیعتِ جای خالیِ مادرْ را برای او پُر کرده. اگرچه به باورِ آندره بازن برداشتِ بلند نمی‌تواند تصویرِ تأکیدی بر واقعیت باشد امّا این تأکید را به عنوانِ بخشی از فرمایشاتِ هنریِ آنگلوپلوس، مشخصاً در فیلم «علف‌زارِ گریان»، می‌بینیم. سینما با اَنباشتی که از هنرهایی در خود دارد می‌تواند خیالاتِ مجازی را به سوژه‌های واقعی تبدیل می‌کند و اُبژه را هنگامی در ذهنِ بیننده شکل می‌دهد که هرمونوتیکِ تصاعُدیِ خود را رعایت کرده. بنظرِ من اگرچه زیباییِ عِشق در تصرفِ صادقانه و ساده‌ی آن است امّا منطقِ دستوری در ادبیاتِ داستان این اجازه را به ما نمی‌دهد تا در موردِ فلسفه‌ی یک شخصیت، ویلیام شکسپیر، خیالی این چُنین داشته باشیم و...
متن کامل را در روزنامه‌ی اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26034