نقد فیلم «اُستاد»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

استاد عماد حسینی یک جاه‌طلبیِ کورکورانه در جمیعِ جهاتِ دراماتیک با تقلب از روی دستِ اصغر فرهادی و مشخصاً «جدایی نادر از سیمین» که هیچ ربطی هم به جُنبشِ «ME TOO» ندارد. در این تقلبِ سطحی ما تهیه‌کنندگیِ بهروز افخمی را داریم که با مشاوره‌ی محمدحسین مهدویان همراه شده؛ امّا نکته‌ای که در تمامِ مدّتِ فیلم وجود دارد، ساختگی و خام بودنِ آن است. فیلم از افرادی، مانند همسرِ آقای اُستاد، صحبت می‌کند که شاید آنها نیز مانند قصّه‌ای توهمی که در استارتِ فیلمْ معجونی برای دیگران تعریف می‌کند، فیک باشد. مشکل اصلیِ فیلم در فیلمنامه‌ی بی‌سروتهِ آن است. فیلمی که قادر به مشخص کردنِ چراییِ بُحرانِ کاذبی نیست که در حالِ نمایِشِ یک غیرتِ کورکورانه و مردسالارانه است. ناتوانی فیلمنامه در عدمِ ساختِ شخصیت برای درامِ خود نشأت می‌گیرد. سه نفر کاراکترِ از پیش تعریف شده داریم: اُستاد، دانشجو و نامزدش که هیچ‌کدام دلیلِ مبرهنی بر آن نیستند که گلنوش به نامزدش دروغ بگوید؛ البته آنچه که فیلم به ما نمایش داده شاید به سبکِ فرهادی در «فروشنده»، خودش هم نداند که چه اتفاقی اُفتاده چرا که او آنجا حاضر نبوده. فیلم متوهمانه تقلب می‌کند. همه‌ی هنر تقلید و تقلب از واقعیت یا دست‌ساخته‌ی بشر است و این مسئله‌ی من نیست. زاویه‌ی من با فیلم و فیلمنامه‌ی توهمی آن است که در راستای تجربه‌های دیداری، که معلوم است هیچ استنادی بهشان نیست، بوجود آمده و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1776532410119291684

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم «اُستاد»

۰ لایک
۰ نظر

استاد عماد حسینی یک جاه‌طلبیِ کورکورانه در جمیعِ جهاتِ دراماتیک با تقلب از روی دستِ اصغر فرهادی و مشخصاً «جدایی نادر از سیمین» که هیچ ربطی هم به جُنبشِ «ME TOO» ندارد. در این تقلبِ سطحی ما تهیه‌کنندگیِ بهروز افخمی را داریم که با مشاوره‌ی محمدحسین مهدویان همراه شده؛ امّا نکته‌ای که در تمامِ مدّتِ فیلم وجود دارد، ساختگی و خام بودنِ آن است. فیلم از افرادی، مانند همسرِ آقای اُستاد، صحبت می‌کند که شاید آنها نیز مانند قصّه‌ای توهمی که در استارتِ فیلمْ معجونی برای دیگران تعریف می‌کند، فیک باشد. مشکل اصلیِ فیلم در فیلمنامه‌ی بی‌سروتهِ آن است. فیلمی که قادر به مشخص کردنِ چراییِ بُحرانِ کاذبی نیست که در حالِ نمایِشِ یک غیرتِ کورکورانه و مردسالارانه است. ناتوانی فیلمنامه در عدمِ ساختِ شخصیت برای درامِ خود نشأت می‌گیرد. سه نفر کاراکترِ از پیش تعریف شده داریم: اُستاد، دانشجو و نامزدش که هیچ‌کدام دلیلِ مبرهنی بر آن نیستند که گلنوش به نامزدش دروغ بگوید؛ البته آنچه که فیلم به ما نمایش داده شاید به سبکِ فرهادی در «فروشنده»، خودش هم نداند که چه اتفاقی اُفتاده چرا که او آنجا حاضر نبوده. فیلم متوهمانه تقلب می‌کند. همه‌ی هنر تقلید و تقلب از واقعیت یا دست‌ساخته‌ی بشر است و این مسئله‌ی من نیست. زاویه‌ی من با فیلم و فیلمنامه‌ی توهمی آن است که در راستای تجربه‌های دیداری، که معلوم است هیچ استنادی بهشان نیست، بوجود آمده و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1776532410119291684