داستان انیمه
پارت هفت مایل به هشتمین پارت ؟؟
ایریس چشماش با دیدن صاحب خونه از تاجب گرد شد چون هردفعه صاحب خونه رو میدید اذیت میشد و بعد به طرز نامعلومی صاحب خونه ولش میکرد
صاحب خونه لبخند زد و گفت « به به ایریس انگار از همیشت خیلی قشنگتر شدی »
ایریس عقب رفت ولی صاحب خونه سریع اومد و مچ دست ایریس و گرفت ایریس مقاومت کرد
صاحب خونه « اگه قراره اجاره رو پرداخت نکنی پس بذار خوش بگذرونم »
ایریس با ترس گفت « قول میدم هفته ی دیگه پرداخت میکنم »
صاحب خونه « دیگه خیلی صبر کردم لازم نیست بترسی هاهاها»
ایریس هی مقاومت میکرد
صاحب خونه هم مچشو سفت تر گرفت و پرتش کرد روی زمین « گفتم اگه مقاومت نکنی خیلی زود تمومش میکنم »
ایریس جیغ زد و گفت « ولمممم کننننن »
صاحب خونه خشکش زد بعد از چند ثانیه بدون توجه به ایریس که روی زمین افتاده از خونه بیرون رفت
روز بعدش ایریس به مدرسه نرفت..........
نظرات (۲۴)