کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی در سنگ کیسه صفرا / مجرای سیستیک مسدود شده
در طی کولهسیستکتومی لاپاراسکوپی، سنگهای گیر کرده در قیف یا گردن مجرای صفراوی میتوانند با مخدوش کردن آناتومی طبیعی، ایجاد چسبندگی و پنهان کردن نقاط عطف مهم مورد نیاز برای دید بحرانی ایمنی (CVS)، به طور قابل توجهی دشواری حین عمل را افزایش دهند. سنگهای گیر کرده اغلب با التهاب، ادم و فیبروز همراه هستند و در برخی موارد ممکن است منجر به هیدروپس کیسه صفرا با صفرا سفید به دلیل انسداد طولانی مدت مجرای سیستیک شوند. هیدروپس کیسه صفرا بیشتر دیواره را متسع و نازک میکند، کشش داخل لومن را افزایش میدهد و گرفتن و کشش را در طول تشریح دشوارتر میکند. به خصوص در کولهسیستیت حاد یا مزمن، تشریح ایمن مثلث کبدی-سیستیک را دشوارتر میکند و خطر اشتباه در شناسایی ساختارهای صفراوی را افزایش میدهد. تغییرات التهابی میتواند مجرای سیستیک را پنهان یا محو کند، و به طور بالقوه یک "قیف کاذب" ایجاد کند که ممکن است جراحان را گمراه کند و در صورت عدم تشریح کامل مثلث کالوت، زمینه را برای آسیب مجرای صفراوی فراهم کند. علاوه بر این، یک سنگ بزرگ گیر کرده اغلب مستلزم استراتژی های جایگزین مانند برش قیفی برای استخراج سنگ، تشریح از فوندوس به سمت گردن یا کولهسیستکتومی ساب توتال به عنوان تکنیک های کمکی برای جلوگیری از کشش بیش از حد مجرای صفراوی مشترک یا ساختارهای عروقی است. جراح باید "علامت هشدار" سنگ گیر کرده را زود تشخیص دهد و در مورد تاکتیک های جراحی ایمن تصمیم بگیرد، از جمله به تاخیر انداختن تشریح عمیق تا زمانی که سطوح التهابی مشخص شوند، یا استفاده از کولانژیوگرافی حین عمل/ICG برای روشن شدن آناتومی. عدم انطباق تکنیک در این موارد در مقایسه با کولهسیستکتومیهای ساده با آناتومی طبیعی، با نرخ بالاتر آسیب مجرای صفراوی و عروقی مرتبط است.
نظرات