دلنوشت
صدای زوزه موشک ها
صدای زوزه موشک های گرسنه
از همه جا می آید
کمی همین حوالی کودکان جنگ ندیده
از پشتپنجره خانه هایشان بلند می خندد
که آهای یک شهاب و آن یکی هم که شهاب
و پر ز شهاب آسمان شب و امشب شب هم که شام غریبان دخترکان دبستان میناب
یکی آواز خوان است و دارد طنین و آوای موشک ها را دستگاهی می خواند
یکی با ساز موشک ها هم ساز میشود دردسر ساز می شود
یکی آواره و بی خانمان
در گوشه خرابه ای نالان
هی به موشک ها می نگرد هی به سفره خالی رو به رویش
یکی شاعر و دارد وزن شعر تلخ موشک ها را تقطیع میکند
یکی چند هفته پیش در شبی شوم داغ جوان دیده به شب سیاهی سپید کرد موی را
یکی در در غم نان غمگین
یکی در درد بی درمان خود مانده
یکی گریان یکی در بحران یکی هم سر در گریبان
عجب ناله سرای شد باز ایران
عجب سیاه زخمی بود این سیاه زمستان
چشمان مادران در باران و قامت پدران در کمان
شلاق در دست چوپان و دشنه در دست قصاب
دلنوشت تورج توجی
مورخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ ( تلخ ترین اسفند ماه ایران)
نظرات