نقد فیلم ارزش عاطفی

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

ارزش عاطفی به کارگردانیِ یوآکیم تری‌یر، فیلمی حیف شده درباره‌ی ارزش‌های انسانی است که در مدارِ خاطرات گفت‌وگویی با اشیاء را انشاء می‌کند که نوستالژی‌های آن همچنان زنده‌اند. نورا، رِنانه رینس وه، وقتی که می‌خواسته موضوعی برای یادداشت خود انتخاب کند، از زبانِ خانه‌اش آدم‌ها، اتمسفر، اجناس و طبیعت را تصور می‌کند؛ این خیالات بخشی از رویاهای نورا با خانه است یا بخشی از رویاهای آن خانه با آدم‌هایش؟ رابرت زمکیس با فیلم «اینجا» و سکونی که برای دوربین ایجاد کرد توانست نوستالژی‌هایی خانوادگی را به ایده‌ای آماده‌ی پردازش به عنوانِ سوژهْ انتخاب و در نهایت آن را تبدیل به اُبژه کند. مسئله‌ی من با فیلمِ تری‌یر، آشفتگی در داستانی است که برای بیننده گفته. این آشفتگی در جاهایی تبدیل به کمدیِ بی‌ارزش می‌شود؛ مانند: وقتی که نورا قرار است نقشِ مینا در «مرغِ دریایی» چخوف، را بازی کند و از روی صحنه رفتن می‌ترسد. این پدیده اگر یک فوبیا باشد یا هر چیزِ دیگری که در ادامه مشخص خواهد شد یک واقعه‌ی بدونِ مدلول است. دلیل در بُعد زمانِ درام نباید شکل بگیرد چرا که تبدیل به یک تعلیقِ کاذب خواهد شد، بلکه آن باید در لحظه و حال اتفاق اُفتد. سعی کُن تو این بمیر بمیر شهید بشی. من تحلیلگر سیاسی نیستم امّا به عنوان یک ایرانی باید بگویم که: ما از مرگ می‌ترسیم ولی به شهادت افتخار می‌کنیم. وای اگر خامنه‌ای حُکمِ جهادم دهد و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26066

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم ارزش عاطفی

۰ لایک
۰ نظر

ارزش عاطفی به کارگردانیِ یوآکیم تری‌یر، فیلمی حیف شده درباره‌ی ارزش‌های انسانی است که در مدارِ خاطرات گفت‌وگویی با اشیاء را انشاء می‌کند که نوستالژی‌های آن همچنان زنده‌اند. نورا، رِنانه رینس وه، وقتی که می‌خواسته موضوعی برای یادداشت خود انتخاب کند، از زبانِ خانه‌اش آدم‌ها، اتمسفر، اجناس و طبیعت را تصور می‌کند؛ این خیالات بخشی از رویاهای نورا با خانه است یا بخشی از رویاهای آن خانه با آدم‌هایش؟ رابرت زمکیس با فیلم «اینجا» و سکونی که برای دوربین ایجاد کرد توانست نوستالژی‌هایی خانوادگی را به ایده‌ای آماده‌ی پردازش به عنوانِ سوژهْ انتخاب و در نهایت آن را تبدیل به اُبژه کند. مسئله‌ی من با فیلمِ تری‌یر، آشفتگی در داستانی است که برای بیننده گفته. این آشفتگی در جاهایی تبدیل به کمدیِ بی‌ارزش می‌شود؛ مانند: وقتی که نورا قرار است نقشِ مینا در «مرغِ دریایی» چخوف، را بازی کند و از روی صحنه رفتن می‌ترسد. این پدیده اگر یک فوبیا باشد یا هر چیزِ دیگری که در ادامه مشخص خواهد شد یک واقعه‌ی بدونِ مدلول است. دلیل در بُعد زمانِ درام نباید شکل بگیرد چرا که تبدیل به یک تعلیقِ کاذب خواهد شد، بلکه آن باید در لحظه و حال اتفاق اُفتد. سعی کُن تو این بمیر بمیر شهید بشی. من تحلیلگر سیاسی نیستم امّا به عنوان یک ایرانی باید بگویم که: ما از مرگ می‌ترسیم ولی به شهادت افتخار می‌کنیم. وای اگر خامنه‌ای حُکمِ جهادم دهد و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26066