تو نیامدی

سوته دلان
سوته دلان

دلنوشت تورج توجی
من مانده بودم
نه تو آمدی نه حتی خبرت
برگ ریزان تمام شد
برف ریزان هم آمد اما تو هنوز نیامدی
عرق ریزان و گلریزان هم می‌آیند و تو باز نمی‌آیی می‌دانم
دیگر اگر هم که بیایی دردی درمان نشود
هزار طبیب هم که بیایند علاج این درد نتوانند
خنده مرده گریه آمده
خبرت نبود که قاتل شدن به آنی رخ می‌دهد
کشتن یک احساس کم از یک جنایت هولناک نیست
صید در دام رها کردن رسم بزرگان نیست

دلنوشت و اجرا تورج توجی

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

تو نیامدی

۱ لایک
۰ نظر

دلنوشت تورج توجی
من مانده بودم
نه تو آمدی نه حتی خبرت
برگ ریزان تمام شد
برف ریزان هم آمد اما تو هنوز نیامدی
عرق ریزان و گلریزان هم می‌آیند و تو باز نمی‌آیی می‌دانم
دیگر اگر هم که بیایی دردی درمان نشود
هزار طبیب هم که بیایند علاج این درد نتوانند
خنده مرده گریه آمده
خبرت نبود که قاتل شدن به آنی رخ می‌دهد
کشتن یک احساس کم از یک جنایت هولناک نیست
صید در دام رها کردن رسم بزرگان نیست

دلنوشت و اجرا تورج توجی

موسیقی و هنر