«باید حقــمــو پـس بـگیـرم»....تدوین سریال بازیچه The Manipulated 2025

Mobarake mix
Mobarake mix

همیشه همینطور بوده
ما جنس دست دوم بودیم
بی‌ریشه‌های کنار جاده
که هیچ مزیتی
جز در دهان بزی بودن نداشتیم
برای ما عدالت
همچون تکه‌های طاعون‌زدهٔ اجساد
فاسد و متعفن است
برای ما دیوارهای سه متری
مانند قفس‌های زندان است
و تجملات دنیوی
مانند رویاهای زودگذر.
ما هیچوقت در ورطه‌ی نیاز به گناه
ایمانمان را نسنجیدیم
و هیچوقت مهلت انتخاب خدایانمان را
نداشتیم.
ما دلشکسته تر از آنیم
که با شما همراهی کنیم
و بیسواد تر از آنیم
که حساب‌های شما را بشماریم
ما کودکان بی‌ریشه‌ی تاریخیم
در کنار رودخانه‌ی زندگی.
نظاره‌گر زندگانی هستیم
اما در آن جریان نداریم
درون تاریخ هستیم
اما در آن ریشه‌ای نداریم
به هنگام نیاز شما
ما «هستیم»
و به هنگامه‌ی دیگری
«نیست» میشویم
ما وجود بی‌ریشه‌ی خود را
در درختان پر ثمر میبینیم
و ثمره‌ی شما را درو میکنیم
تا قانع شویم
جزئی از این چرخه‌ی طبیعی هستیم
هرچند که شما
هر روز ما را از آن بیرون می اندازید
اما ما رسم انتظار را خوب یاد گرفته‌ایم.
درست در کنار جاده،
شب و روز در تاریکی منتظر می‌مانیم
منتظر می‌مانیم تا حقمان را
از گلوی خشکیده‌ی شما بیرون بیاوریم
تا کودکان پرثمر شما را
همچون خودمان به تاریکی بکشانیم.
ما همانند ققنوس
در آسمان شما به پرواز در می‌آییم
شما را دفن میکنیم در گناهانتان
شما را سوا میکنیم از دعاهایتان
تیکه‌هایمان را از دستانتان پیوند میزنیم
بر خون و اشک هایمان غلت میزنیم
شما را در بغض و آه خود غرق میکنیم
ما را آتش بزنید
ما را بسوزانید
ما از خاکستر خود جانی تازه میگیریم
ما کودکانمان را
در زباله‌دانی تاریخ شما
به دنیا می‌آوریم
و داغ بی‌ریشگی را
بر پیشانی‌شان حک میکنیم
تا آنها آتشی باشند برای شما
تا آنها را هم بسوزانید
و خود را قهرمان صدا زنید
و دارهایتان را بالا بیاورید
برای نیستی ما
و ما سیگارهایمان را بسوزانیم
برای خاکستر شدن
زیرا که ققنوس را
با آتش و دار نمیتوان سوزاند.
.
.
.

صدای روایت و تقدیم مرا میشنوید از بچه‌های بی‌ریشه‌ی تاریخی که در تمام زندگی، این خود بودند که همچون ققنوس عدالتشان را از ساکنان آسمان پس گرفتند. تقدیم به شما.

•Mobarake•
1405.2.15

نظرات (۳۲)

Loading...

توضیحات

«باید حقــمــو پـس بـگیـرم»....تدوین سریال بازیچه The Manipulated 2025

۳۷ لایک
۳۲ نظر

همیشه همینطور بوده
ما جنس دست دوم بودیم
بی‌ریشه‌های کنار جاده
که هیچ مزیتی
جز در دهان بزی بودن نداشتیم
برای ما عدالت
همچون تکه‌های طاعون‌زدهٔ اجساد
فاسد و متعفن است
برای ما دیوارهای سه متری
مانند قفس‌های زندان است
و تجملات دنیوی
مانند رویاهای زودگذر.
ما هیچوقت در ورطه‌ی نیاز به گناه
ایمانمان را نسنجیدیم
و هیچوقت مهلت انتخاب خدایانمان را
نداشتیم.
ما دلشکسته تر از آنیم
که با شما همراهی کنیم
و بیسواد تر از آنیم
که حساب‌های شما را بشماریم
ما کودکان بی‌ریشه‌ی تاریخیم
در کنار رودخانه‌ی زندگی.
نظاره‌گر زندگانی هستیم
اما در آن جریان نداریم
درون تاریخ هستیم
اما در آن ریشه‌ای نداریم
به هنگام نیاز شما
ما «هستیم»
و به هنگامه‌ی دیگری
«نیست» میشویم
ما وجود بی‌ریشه‌ی خود را
در درختان پر ثمر میبینیم
و ثمره‌ی شما را درو میکنیم
تا قانع شویم
جزئی از این چرخه‌ی طبیعی هستیم
هرچند که شما
هر روز ما را از آن بیرون می اندازید
اما ما رسم انتظار را خوب یاد گرفته‌ایم.
درست در کنار جاده،
شب و روز در تاریکی منتظر می‌مانیم
منتظر می‌مانیم تا حقمان را
از گلوی خشکیده‌ی شما بیرون بیاوریم
تا کودکان پرثمر شما را
همچون خودمان به تاریکی بکشانیم.
ما همانند ققنوس
در آسمان شما به پرواز در می‌آییم
شما را دفن میکنیم در گناهانتان
شما را سوا میکنیم از دعاهایتان
تیکه‌هایمان را از دستانتان پیوند میزنیم
بر خون و اشک هایمان غلت میزنیم
شما را در بغض و آه خود غرق میکنیم
ما را آتش بزنید
ما را بسوزانید
ما از خاکستر خود جانی تازه میگیریم
ما کودکانمان را
در زباله‌دانی تاریخ شما
به دنیا می‌آوریم
و داغ بی‌ریشگی را
بر پیشانی‌شان حک میکنیم
تا آنها آتشی باشند برای شما
تا آنها را هم بسوزانید
و خود را قهرمان صدا زنید
و دارهایتان را بالا بیاورید
برای نیستی ما
و ما سیگارهایمان را بسوزانیم
برای خاکستر شدن
زیرا که ققنوس را
با آتش و دار نمیتوان سوزاند.
.
.
.

صدای روایت و تقدیم مرا میشنوید از بچه‌های بی‌ریشه‌ی تاریخی که در تمام زندگی، این خود بودند که همچون ققنوس عدالتشان را از ساکنان آسمان پس گرفتند. تقدیم به شما.

•Mobarake•
1405.2.15