شهرزاد قصه ها
نگفتی یه روزی میاد بی تو گریه ام بگیره~ میکس غمگین و احساسی از سریال شهرزاد
هعی روزگار.. بنده کسی بودم که بین عشق قباد و فرهاد بین انتخاب این دونفر گیر کرده بودم و اول طرفدار فرهاد بودم ولی میدونید تهش رسیدم به قباد!... تهش وقتی سکانسی رو دیدم که شهرزاد پا به عمارت دیوان سالار گذاشت و قباد خوشحال شد و نصرت بغل کرد واقعا از ته قلبم خوشحال شدم! شهرزاد تو واقعا در حق قباد و پسرت نامردی کردی! تو این دونفر فدای عشق قدیمیت کردی! قباد واقعا با همه وجودش عاشقت بود! حتی هدفش از نفس کشیدنش این بود که تو برگردی! قباد شاید ترسو بود ولی حداقل بهتر از فرهاد بود که بی پروا هر کاری میکرد! تو باید می فهمیدی که حداقل بخاطر پسرت هم که شده نباید به ازدواج با فرهاد تن بدی! واقعا چرا یه دفعه این همه با قباد بد شدی و حتی ازش دیو ساختی جلوی فرهاد(اشاره به سکانسی که فرهاد میگه قباد بخاطر انتقام از منو تو به بچه خودش آیب نمی زنه و شهرزاد میگه تو دیوونه بازی قباد نمی شناسی:|) این تو بودی که باعث شدی قباد عوض بشه تبدیل به یه آدم خودخواه بشه که بخاطر رسیدن به تو دست به هر دوز و کلک و دسیسه ای بزنه! و در این راه هم آدم های زیادی بمیرن! قباد اینجوری نبود تو اینجوریش کردی شهرزاد! قباد واقعا مظلوم ترین و تنها ترین فرد این سریاله! حتی شهرزادی که این همه هم دوستش داره اون اصلا دوستش نداشته و تمامی رفتار های خوبش هم تو اون یه سال و اندی زندگی زناشویی شون از سیاستش بوده! همه به نوعی ازش سوء استفاده می کنن گولش میزنن و..! شاید باورش براتون سخت باشه اما الان که من این متن نوشتم یه بغضی بخاطر قباد گلوی من رو گرفته! شهرزاد تو واقعا در حق قباد بد کردی! تو حتی مادر خوبی هم برای پسرت نبودی که بین پسرت و فرهاد ، فرهاد انتخاب کردی!
نظرات