سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۸/۰۷
لباس شخصی به کارگردانی امیرعباس ربیعی تشبیهِ بلامنازعِ احزاب به ایدئلوژیک محور بودن در یک امرِ مشتبه شده است. فیلم در حالِ طرحِ یک سؤالِ انحرافی از ایدئولوژیک صفتیِ دستوراتِ خدا، پیغمبری است. ایدئولوژی‌هایی که با تفکراتِ شریعتی و مطهری اشتباه گرفته می‌شوند و بعد نظریه‌ی خود را به ناحق، حقّانی جلوه خواهند داد. حزب توده در این فیلم مابه‌ازای فونداسیون فرهنگِ رسانه‌های معاندِ فارسی زبان است. آمیختن و ساختنِ درامی در این باره، هرچند تاریخی و استنادی، نتایجِ خون‌بارِ دیروزی را به وضعیتِ کنونی گره می‌زند و این به خودی خود به عنوان هُشداری درباره‌ی لیبرالیسمِ پنهانِ کمونیسم‌ها و مارکسیسم‌های بازیگر بسیار اهمیت دارد. مسئله‌ای که نیازِ کنونیِ جامعه و فرهنگِ قاطبه در آن هویدا است شخصیت‌پردازیِ جامع برای مبارزه با تفرقه‌های فرقه‌ی ضاله و جاسوسی دوجانبه از نقاطِ ضعف امنیتی نظام خواهد بود. جاسوسی‌هایی که از بدوِ تشکیلِ جمهوریِ اسلامیِ ایران سعی در براندازیِ این نظامِ مقدس داشته‌اند و اکنون مردی اهلِ مطالعه شده‌اند که زن و بچه‌ی خود را نیز فدای ایدئولوژی و حزبِ باد بودنِ خود خواهد کرد. این مرد در فیلمِ مورد مطالعه عملیاتی روانی، از نسبت‌های شوروی با روسیه‌ی کنونی، را به یاد ما می‌آورد تا آویزه‌ی گوش‌هایمان کنیم که تاریخ را کسانی خواهند نوشت که از نبردی نابرابر پیروز بیرون آمده‌اند. شروعِ نولانیِ فیلم با آن حرکت‌های دوربین که بعد از تیتراژ اُپِن می‌شود تارگت‌هایی از شخصیت را برای ما عیان می‌کند تا ناخواسته آن را به ابتدای تصویری که از او در باجه‌ی تلفنِ عمومی در یک بک‌گراندِ بارانی، که هرگز یک ژانر نمی‌سازد، گره بزنیم و...
متن کامل را مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26412