نقد فیلم «آنتیک» به بهانه‌ی اکران آنلاین

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

آنتیک به کارگردانیِ هادی نائیجی فیلمی از سینمای ایران است که آن را با خانواده نمی‌توان دید. سینمایی که ضدِّ زن، خانواده، اسلام و انقلاب حرف می‌زند و گُفتمانِ داستانی‌اش به اندازه‌ای ابلهانه است که یک خودروی پنچر را جلوی زندان قرار می‌دهد و نشان می‌دهد باکِ بنزین‌اش سوراخ است و منفجر می‌شود. خندیدن با تمسخُرِ تاریخ و بخشِ مهمی از فرهنگِ اجتماعی تمدّنِ ایران متفاوت است. این پدیده با «هزارپا» داوودی، شروع شد و بعد «فسیل» امینی، آن را ادامه داد و اکنون هم این مزخرفی که تار و پود و انقلاب را نشانه رفته. مسئله‌ی اساسی در ذاتِ قصّه‌ی «آنتیک» زندانیان سیاسی و ارتباطات حسّی و نژندیِ آنها است. این رُکنِ مهمِ انقلابی که بیان کننده‌ی وجودِ تالی‌فاسد در احکامِ دورانِ پهلوی است، نماینده‌ی نسلی نخواهد شد که به اعدام محکوم شده‌اند و با ناهنجاریِ اجتماعی از زیرِ تیغ فرار کرده‌اند. سینمای ایران بجای دفاع از شرایط انقلابی و سوار کردنِ داستان‌های خود بر این کِشتیِ نجات در حالِ تحریفِ دورانی فرهنگی است. به دیالوگی دقت کنید؛ بیژن بنفشه‌خواه بعد از ریختن بنزین روی سرِ برادرِ از زندان فراری داده‌اش، پژمان جمشیدی، می‌گوید: این روزها هرچه بگویی بقیه نیز تکرار می‌کنند. این دیالوگ که تعجبِ شخصیت را در فیلم همراه خود دارد همه‌ی آنچه که فیلم می‌خواهد بگوید هست: انقلابِ ایران قبل از آنکه فرهنگی باشد، حاصلِ تهییج و فرصت‌طلبی است و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26377

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم «آنتیک» به بهانه‌ی اکران آنلاین

۰ لایک
۰ نظر

آنتیک به کارگردانیِ هادی نائیجی فیلمی از سینمای ایران است که آن را با خانواده نمی‌توان دید. سینمایی که ضدِّ زن، خانواده، اسلام و انقلاب حرف می‌زند و گُفتمانِ داستانی‌اش به اندازه‌ای ابلهانه است که یک خودروی پنچر را جلوی زندان قرار می‌دهد و نشان می‌دهد باکِ بنزین‌اش سوراخ است و منفجر می‌شود. خندیدن با تمسخُرِ تاریخ و بخشِ مهمی از فرهنگِ اجتماعی تمدّنِ ایران متفاوت است. این پدیده با «هزارپا» داوودی، شروع شد و بعد «فسیل» امینی، آن را ادامه داد و اکنون هم این مزخرفی که تار و پود و انقلاب را نشانه رفته. مسئله‌ی اساسی در ذاتِ قصّه‌ی «آنتیک» زندانیان سیاسی و ارتباطات حسّی و نژندیِ آنها است. این رُکنِ مهمِ انقلابی که بیان کننده‌ی وجودِ تالی‌فاسد در احکامِ دورانِ پهلوی است، نماینده‌ی نسلی نخواهد شد که به اعدام محکوم شده‌اند و با ناهنجاریِ اجتماعی از زیرِ تیغ فرار کرده‌اند. سینمای ایران بجای دفاع از شرایط انقلابی و سوار کردنِ داستان‌های خود بر این کِشتیِ نجات در حالِ تحریفِ دورانی فرهنگی است. به دیالوگی دقت کنید؛ بیژن بنفشه‌خواه بعد از ریختن بنزین روی سرِ برادرِ از زندان فراری داده‌اش، پژمان جمشیدی، می‌گوید: این روزها هرچه بگویی بقیه نیز تکرار می‌کنند. این دیالوگ که تعجبِ شخصیت را در فیلم همراه خود دارد همه‌ی آنچه که فیلم می‌خواهد بگوید هست: انقلابِ ایران قبل از آنکه فرهنگی باشد، حاصلِ تهییج و فرصت‌طلبی است و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26377