نقد «آن دیگری» به بهانه‌ی اکران آنلاین

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

آن دیگری به کارگردانی امیر توکلی قصّه‌ی پُر غُصّه‌ی ترنس بودن است. این قصّه بر غُصّه‌ی افرادی خواهد افزود که یک ویژگیِ ژنتیکی هورمون‌ها و روابط آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کیمیا، مینا وحید، مکاشفه‌ای است میانِ جبر و احتمالات. شخصیتِ نداشته‌ی او نشانه از ضعف در پرسوناژ انگاری و کاراکتر پردازیِ سناریست است، نه حضور و مبارزه‌اش در جامعه برای خود بودن. پرستیژی که قصدِ مهاجرت دارد و به وضوحْ رفتن را به برادرش توصیه می‌کند ابعادِ ضعف در پرداخت را به منِ بیننده می‌فهماند؛ نه استقلالی که به او تحمیل شده. ما با یک خانواده‌ی مجهول طرف هستیم. خانواده‌ای که واپس‌گرا از غیرت حرف می‌زند و بهانه‌ی پدر آن خانواده، میمنت، آن است که: هنوز اونقدر بی‌غیرت نشدم که بزارم پسرم لباسِ زنانه بپوشه. سپس بحثِ جهیزیه پیش کشیده می‌شود و امین زندگانی هم نقشِ یک چوبِ دو سر سوخته را بازی می‌کند. در این مُنحنیِ درام منطقی خالصانه باید از عُرف حرف بزند. عُرفی که باعث شد مازیار (شهره) لرستانی، پس از سالها بازی در کاراکترِ زنانه برای جامعه و دوربین، به آن احترام بگذارد. تغییرِ عُرف‌: عادت‌ها، رفتارها و باورها، نباید بگونه‌ای باشد که از ریشه اعتقادی را جاهلانه بدانیم و آن را نقض کنیم. بر اساسِ عُرفی یک خانواده شکل می‌گیرد و پس از سال‌ها زندگی با نسلِ بعدی خود در باورها دُچار مشکل خواهد شد. «آن دیگری» نه تنها عُرف را مُحترم نمی‌شمارد بلکه اَنگِ بیماری هم به او زده است و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26386

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد «آن دیگری» به بهانه‌ی اکران آنلاین

۰ لایک
۰ نظر

آن دیگری به کارگردانی امیر توکلی قصّه‌ی پُر غُصّه‌ی ترنس بودن است. این قصّه بر غُصّه‌ی افرادی خواهد افزود که یک ویژگیِ ژنتیکی هورمون‌ها و روابط آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد. کیمیا، مینا وحید، مکاشفه‌ای است میانِ جبر و احتمالات. شخصیتِ نداشته‌ی او نشانه از ضعف در پرسوناژ انگاری و کاراکتر پردازیِ سناریست است، نه حضور و مبارزه‌اش در جامعه برای خود بودن. پرستیژی که قصدِ مهاجرت دارد و به وضوحْ رفتن را به برادرش توصیه می‌کند ابعادِ ضعف در پرداخت را به منِ بیننده می‌فهماند؛ نه استقلالی که به او تحمیل شده. ما با یک خانواده‌ی مجهول طرف هستیم. خانواده‌ای که واپس‌گرا از غیرت حرف می‌زند و بهانه‌ی پدر آن خانواده، میمنت، آن است که: هنوز اونقدر بی‌غیرت نشدم که بزارم پسرم لباسِ زنانه بپوشه. سپس بحثِ جهیزیه پیش کشیده می‌شود و امین زندگانی هم نقشِ یک چوبِ دو سر سوخته را بازی می‌کند. در این مُنحنیِ درام منطقی خالصانه باید از عُرف حرف بزند. عُرفی که باعث شد مازیار (شهره) لرستانی، پس از سالها بازی در کاراکترِ زنانه برای جامعه و دوربین، به آن احترام بگذارد. تغییرِ عُرف‌: عادت‌ها، رفتارها و باورها، نباید بگونه‌ای باشد که از ریشه اعتقادی را جاهلانه بدانیم و آن را نقض کنیم. بر اساسِ عُرفی یک خانواده شکل می‌گیرد و پس از سال‌ها زندگی با نسلِ بعدی خود در باورها دُچار مشکل خواهد شد. «آن دیگری» نه تنها عُرف را مُحترم نمی‌شمارد بلکه اَنگِ بیماری هم به او زده است و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26386