سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۴/۳۱
زنده‌شور کاظم دانشی مجموعه‌ای از رفتارهای سایکودرامِ معکوس در لحظه‌ی مجازاتِ اعدام و محاوره‌ی احساسات توسط دوربین است. فیلم در بحرانی‌ترین شرایط در حالِ تلاش برای ایجادِ سمپاتی با کاراکترها و مخاطب‌ها است و در نتیجه می‌خواهد آن را به تعلیقِ هم‌سوگ اندیشِ عام در بیاورد. مسئله‌ی من با فیلم در فیلمنامه‌ی پُر اُفت و خیزِ دانشی است. سناریو نمودارِ یک وضعیتِ صعودی یا نزولی از شخصیت در بُعدِ زمانی نیست که ما آن را در ژانرِ درام و هیجان‌انگیز دسته‌بندی کنیم بلکه احساسات بر منطق در متنِ داستان غلبه می‌کند. در چُنین شرایطی بطور کُلّی وجودِ شخصیتی مانند تفقدی، شبنم مقدمی، اشتباه و بعد او را روبه‌روی زند، بهرام افشاری، گذاشتن محضِ غلط است. این ویژگی نمادِ هرج و مرج در زندان‌ها است و بنظرم مؤلف باید پاسخ‌گوی آن باشد که چرا در یک جنگل دو پادشاه را قرار داده تا اینگونه به جانِ هم اُفتند؟ ویژگیِ یک سایکودرامِ معکوس نمایشِ برزخی از هویت و شخصیتِ فرد در لحظاتِ مختلف است که نمونه‌ی بارزِ آن را در کاراکترِ امیرِ جعفری می‌توان یافت. این ویژگی بطورِ مبسوط در افرادی دیده می‌شود که خانواده‌ی یک اعدامی هستند. شخصیت با آخرین خواسته‌اش قبل از اعدام، چه پیتزا و پخشِ موسیقیِ مورد علاقه باشد چه ساز دن، ساخته نمی‌شود؛ بخشِ عظیمی از اُستوانه‌ی شخصیت وابسته به میزان سمپاتی‌اش با مخاطب است که ما در اینجا بیشتر دلمان بحالِ اعدام کننده می‌سوزد تا اعدام شوند، امّا اگر جدّی از تماشاگرانِ فیلم بپرسیم که: کدام اعدام کننده و کدام اعدام شونده، جوابی نخواهیم گرفت و...
متن کامل را در مجله اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26282