جان رونالد تالکین,زباله نویس نازنین(شناخت نامه ادموند ویلسون)
ترجمه،درجزیرنویس:فاطمه احمدی آذر
ادموند ویلسون از آن دست منتقدانی نبود که ادبیات را تنها با معیارهای درونمتنی و زیباییشناختی بسنجد. برای او، یک اثر ادبی همیشه در گفتوگویی پنهان با جهانِ بیرون از خود، تاریخ، سیاست، جامعه، روانشناسی، زندگی شخصی نویسنده و حتی بحرانهای فکریِ یک عصر گره خورده بود.ویلسون به ادبیات به مثابه «تاریخ زندهی ذهن انسان» مینگریست.وی میخواست بداند در پشت یک رمان، شعر یا نمایشنامه چه تجربهای نهفته است؛ نویسنده در چه زمانهای مینویسد، با چه مسئلهای درگیر است و اثر او چه چیزی را دربارهی انسان و جامعه آشکار میکند.
از همینرو، نقد او میان ادبیات و تاریخ، روانشناسی و جامعهشناسی رفتوآمد میکند، بیآنکه ادبیات را صرفاً به سندی تاریخی یا اجتماعی تقلیل دهد. ارزش کار ویلسون از این منظر است که وی هم به اثر وفادار میماند و هم جهان پیرامون اثر را از یاد نمیبرد،در نقد ویلسون، منتقد قرار نیست تنها حکم صادر کند؛ بلکه قرار است لایههای پنهان اثر را آشکار کند و نشان دهد که چرا یک اثر در زمانهی خود به وجود آمده و چرا هنوز میتواند برای ما معنا داشته باشد.نقد برای ویلسون چیزی فراتر از داوری ادبی بود؛ نقد برای او نوعی از تاریخ نگاری وجدان انسان مدرن بود.
جان رونالد تالکین,زباله نویس نازنین(شناخت نامه ادموند ویلسون) به زودی توسط نشر فروین روانه ی بازار نشر خواهد شد.
نظرات