نقد فیلم «فقط مال من باش»
فقط مال من باش به کارگردانیِ مشترک چاک و دن کینان فیلمِ دوستداشتنیِ بدردنخوری است که مفهومِ آلِنی به درام گرفته و با بناهای تاریخی نسبتی برقرار نمیکند. این فکت یک گزارهی انگیزشی برای اُمید بخشیدن به افرادِ شکست خورده در روابط است. مردی که روز عروسیاش، نامزدش او را رها میکند و بعد بنا به شرایطِ اقتصادی تصمیم میگیرد از بسته و هتلِ رزو کرده برای ماه عسلاش به تنهایی استفاده کند یک مردِ غیرِ طبیعی است. در ادامه چگونگیِ وابسته شدنِ این مرد به یک کافهچی در ایتالیا را خواهیم دید که این سؤال را برای منِ مخاطب بوجود خواهد آورد که ما مگر چگونگیِ وابستگی آن مرد به نامزدش را دیده بودیم که در روز عروسی رهایاش کرد و حالا چرا باید ارتباط بعدیاش را ببینیم. با یک ویدئو کلیپ در ابتدا نمیشود یک روندِ عاشقانه را توصیف کرد همانطور که در ادامه استدلالهای این مرد به عنوان یک شخصیت برایمان عجیب و البته جالبِ توجّه است. شخصیتِ مت، کوین جیمز، همان فردیّتی را دارد که به هنگام روزمرگیها از یک طناز در ذهنِ عموم میبینیم. اگر چه آنچه در اذهانِ عمومی شکل میگیرد بر اساس سلایقِ فردی است امّا بطور کُلّی مابهازای پرستیژ در کالبدِ اجتماعیِ آن در نظر گرفته خواهد شد. این کاراکتر چیزی از عمومیّتِ خود به مُنحنیِ داستان اضافه نکرده و اتفاقاً ظاهرِ عامّهی یک کالبُدِ اجتماعی را خدشهدار کرده است و...
متن کامل را در مجله اینترنتی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26297
نظرات