دلنوشت
سوته دلان
-۱۱۲ / ۵۰
دلم رفت و دیگر فکر می کرد که نمی آید
دلم رفت و دیگر فکر می کرد که نمی آید
اما
دلم رفت و باز آمد
با چشمی در حسرت دیدار مانده و با کمی بیشتر غصه آمد
دلم با صد خنده رفت و با دو صد گریه آمد
چمدان باز نکرده
یار ندیده برگشت
دل به دل که داده بودی
دلنوشت و اجرا تورج توجی
نظرات