سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۴/۱۲/۱۳
خدمتکار به کارگردانی پال فیگ تالی‌فاسدِ اخلاقیِ بزرگی در خوانشِ مردانگی یک زن، آنیموس، به بهانه‌ی ایجاد مضامینِ فیمینسمی در مواجهه با انقام از جذابیتِ مردانه است. این فکت، از پوششِ نامتعارف یک خدمتکار، میلی (سیدنی سویینی) در فیلم، آغاز می‌گردد و به رفتارِ مشکوکِ نینا در برابر اَندرو ختم می‌شود. فیلم از نظرِ سینمایی تعلیقی یادآورِ «درخشش» استنلی کوبریک، دارد با این تفاوت که اثرِ کوبریک از ریشه‌های روانشناختی برخوردار است و متأسفانه فیلمِ موردِ بحث بر هیچ پایه‌ی روانشناختی‌ای اُستوار نشده و صرفاً نام آن را یدک می‌کشد. به یک خطّیِ قصه توجه کنید: دختری که به خاطر قتلِ یک پسر پولدارِ جذاب حدود ده سال زندانی شده به لطفِ مددکاری آزاد است و باید شغلی پیدا کند؛ اکنون در مصاحبه‌ی خدمتکاری پذیرفته می‌شود و بتدریج جای خانم آن خانه را می‌گیرد. من بارها گُفته‌ام که با فلش‌بک نمی‌شود فیلم ساخت و قصّه گُفت. فیلم در ماجراجویی‌های فلش‌بکی خود سرنخِ ماجرا را دستِ بیننده می‌دهد و این از بنیاد غلط است. سؤالی که در پایانِ فیلم برای منِ بیننده ایجاد می‌شود آن است که: آیا زنانی که از یک مردِ جذاب انتقام گرفته‌اند، کاراکتر میلی ناجیِ حقوق زنان در فیلم شده، چه جایگاهی در اخلاق و قانون دارند؟ آیا چُنین زنانی نبوده‌اند که مجذوبِ لبخند و استایل مردی شده‌اند که او را سهمِ خود می‌دانند؟ آیا اندرو واقعاً روان‌پریش بوده یا از خودشیفتگی زیادْ زنان جذب او می‌شدند؟ و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26073