نقد فیلم ماشین کوبنده

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

ماشین کوبنده نوشته و کارگردانی بنی سفدیِ یک اثر متوازی در زمینه بیوگرافیِ ورزشی است. ذاتاً بیوگرافی دارای محتوایی نوستالژیک و تاریخ محور است که قضاوت و هدایتِ قصّه در آن نباید نقشِ پُررنگی داشته باشد. در فیلم سفدیِ آنچه باعث می‌شود مارک، راک یا جانسون، از رینگ بیرون بزند تلاشِ مؤلف بر نمایشِ شکست‌ناپذیریِ یک شکست‌خورده‌ی مصرف‌گرا است. او بعد از اولین شکستش رو به افیون می‌آورد در حالیکه فیلمساز نه تلاش برای پیروزیِ او را بدرستی نشان داده و نه ارزشی بر این تلاش نهاده است. متأسفانه نه تنها سینمای هنری بطور کل این‌روزها حرفی برای گفتن ندارد بلکه صنعت فیلمسازی و بدنه‌ی سرگرم‌کننده‌ی آن هم الکن مانده. دوربینِ رو دست، زوم‌های تکراری، ایجادِ جذابیتِ کاذب با سوءاستفاده از زیباییِ خانم‌ها، داستان‌های بدونِ هیچ نتیجه‌گیریِ اخلاقی یا احیناً فلسفی، ورودِ چهره‌های نابازیگر به عنوانِ بازیگرِ اصلیِ فیلم و... باعث تضعیفِ ساختارِ آکادمیک در سینما شده‌اند. دقت کنید به یک سکانس، دوربین POV کِر پس از باخت است و او را در آسانسور دنبال می‌کند تا اینکه به طبقه‌ی پنجم می‌رسد، وارد رختن می‌شود و در این جا است که جانسون بی‌هنری خود را نشان می‌دهد، یک گریه‌ی مصنوعی که ما خشمِ او را از ناداوری تا رسیدن به طبقه‌ی پنجم می‌بینیم نه بُغضی که جایی برای شکستن یافته و...
برای مطالعه متن کامل از لینک زیر استفاده کنید.
https://longtake.ir/mag/?p=26070

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم ماشین کوبنده

۰ لایک
۰ نظر

ماشین کوبنده نوشته و کارگردانی بنی سفدیِ یک اثر متوازی در زمینه بیوگرافیِ ورزشی است. ذاتاً بیوگرافی دارای محتوایی نوستالژیک و تاریخ محور است که قضاوت و هدایتِ قصّه در آن نباید نقشِ پُررنگی داشته باشد. در فیلم سفدیِ آنچه باعث می‌شود مارک، راک یا جانسون، از رینگ بیرون بزند تلاشِ مؤلف بر نمایشِ شکست‌ناپذیریِ یک شکست‌خورده‌ی مصرف‌گرا است. او بعد از اولین شکستش رو به افیون می‌آورد در حالیکه فیلمساز نه تلاش برای پیروزیِ او را بدرستی نشان داده و نه ارزشی بر این تلاش نهاده است. متأسفانه نه تنها سینمای هنری بطور کل این‌روزها حرفی برای گفتن ندارد بلکه صنعت فیلمسازی و بدنه‌ی سرگرم‌کننده‌ی آن هم الکن مانده. دوربینِ رو دست، زوم‌های تکراری، ایجادِ جذابیتِ کاذب با سوءاستفاده از زیباییِ خانم‌ها، داستان‌های بدونِ هیچ نتیجه‌گیریِ اخلاقی یا احیناً فلسفی، ورودِ چهره‌های نابازیگر به عنوانِ بازیگرِ اصلیِ فیلم و... باعث تضعیفِ ساختارِ آکادمیک در سینما شده‌اند. دقت کنید به یک سکانس، دوربین POV کِر پس از باخت است و او را در آسانسور دنبال می‌کند تا اینکه به طبقه‌ی پنجم می‌رسد، وارد رختن می‌شود و در این جا است که جانسون بی‌هنری خود را نشان می‌دهد، یک گریه‌ی مصنوعی که ما خشمِ او را از ناداوری تا رسیدن به طبقه‌ی پنجم می‌بینیم نه بُغضی که جایی برای شکستن یافته و...
برای مطالعه متن کامل از لینک زیر استفاده کنید.
https://longtake.ir/mag/?p=26070