نقد فیلم «آواتار: آتش و خاکستر»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

آواتار: آتش و خاکسترِ جیمز کامرون فیلمِ شیکْ و خطرناکی است. سومین سری از این مجموعه‌ی فیلم یک جنایتِ فانتزی علیهِ انسان و انسانیت است. این فیلم که عملاً حرفی اضافه بر داستان‌های قبلی ندارد ماجرایی ضدِّ احساس و عشقِ انسانی را به معنویتِ مَن‌درآوردی و خیالی گره می‌زند. به الگوریتمِ ارتباطی دخترِ بزرگ سالی، که به دلیلِ نامِ غیرِ قابلِ ارائه از عنوان آن معذورم، با اسپایدر دقت کنید: در این فرآیند دو تالی‌فاسدِ اخلاقیِ عمیق وجود دارد، 1- هنگامی که اسپایدر ماسک اکسیژن‌اش تمام می‌شود و توسطِ دختر سالی او هم یکی از آنهایی می‌شود که کورو دارد 2- هنگامی که آسمانی‌ها، انسان‌ها، متوجّه این موضوع می‌شوند و می‌خواهند اسپایدر را مهندسی معکوس کنند. تالی‌فاسدِ اول که بیشترش اخلاقی است و یک گافِ سینمایی هم در خودش دارد این است که دخترِ سالی بواسطه‌ی محبتِ عمیقی که نسبت به اسپایدر داشته به او نفس بخشیده و گاف سینمایی آن‌جایی است که می‌بینیم او در سکاسن‌های انتهاییِ فیلم هنگامِ درگیری با آسمانی‌ها ماسک روی صورت دارد و زیر آب با دخترِ سالی صحبت می‌کند. تالی فاسد دوّم عمیق‌تر است و به شکلی در حالِ زیرِ میزِ درام زدن تأویل می‌شود: آسمانی‌ها می‌خواهند از روی اسپایدرِ بدون ماسک مهندسیِ معکوس کنند در حالی‌که عشقِ بین جیک سالی و همسرش امکانِ مهندسی کردن ندارد و به همین منظور پیامِ سریِ سومِ فیلمِ کارگردانِ «تایتانیک» یک پیامِ ضدِّ احساسی است که کذابانه کامرون برای تبلیغِ فیلم‌اش به تماشاگران توصیه می‌کند دستمال برای پاک کردن اشک‌هاشان به هنگامِ تماشای فیلم دست گیرند و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1774896845598410882

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم «آواتار: آتش و خاکستر»

۰ لایک
۰ نظر

آواتار: آتش و خاکسترِ جیمز کامرون فیلمِ شیکْ و خطرناکی است. سومین سری از این مجموعه‌ی فیلم یک جنایتِ فانتزی علیهِ انسان و انسانیت است. این فیلم که عملاً حرفی اضافه بر داستان‌های قبلی ندارد ماجرایی ضدِّ احساس و عشقِ انسانی را به معنویتِ مَن‌درآوردی و خیالی گره می‌زند. به الگوریتمِ ارتباطی دخترِ بزرگ سالی، که به دلیلِ نامِ غیرِ قابلِ ارائه از عنوان آن معذورم، با اسپایدر دقت کنید: در این فرآیند دو تالی‌فاسدِ اخلاقیِ عمیق وجود دارد، 1- هنگامی که اسپایدر ماسک اکسیژن‌اش تمام می‌شود و توسطِ دختر سالی او هم یکی از آنهایی می‌شود که کورو دارد 2- هنگامی که آسمانی‌ها، انسان‌ها، متوجّه این موضوع می‌شوند و می‌خواهند اسپایدر را مهندسی معکوس کنند. تالی‌فاسدِ اول که بیشترش اخلاقی است و یک گافِ سینمایی هم در خودش دارد این است که دخترِ سالی بواسطه‌ی محبتِ عمیقی که نسبت به اسپایدر داشته به او نفس بخشیده و گاف سینمایی آن‌جایی است که می‌بینیم او در سکاسن‌های انتهاییِ فیلم هنگامِ درگیری با آسمانی‌ها ماسک روی صورت دارد و زیر آب با دخترِ سالی صحبت می‌کند. تالی فاسد دوّم عمیق‌تر است و به شکلی در حالِ زیرِ میزِ درام زدن تأویل می‌شود: آسمانی‌ها می‌خواهند از روی اسپایدرِ بدون ماسک مهندسیِ معکوس کنند در حالی‌که عشقِ بین جیک سالی و همسرش امکانِ مهندسی کردن ندارد و به همین منظور پیامِ سریِ سومِ فیلمِ کارگردانِ «تایتانیک» یک پیامِ ضدِّ احساسی است که کذابانه کامرون برای تبلیغِ فیلم‌اش به تماشاگران توصیه می‌کند دستمال برای پاک کردن اشک‌هاشان به هنگامِ تماشای فیلم دست گیرند و...
متن کامل را در فارس تعاملی بلند بخوانید.
https://farsnews.ir/alirafieivardanjani/1774896845598410882