نقد فیلم «اتاق‌های پشتی»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

اتاق‌های پشتی به کارگردانی کین پارسونز یک معمای درونی از وجود سر خورده‌ی شخصیت در ابعادِ توهمی او است. این اثر در ابتدا با یک مدیوم عمومی معمای خود را طرح می‌کند و سپس برای آن شناختی فراطبیعی روی میز می‌گذارد. فیلم ساختن بر اساسِ ویدئویی پیدا شده ارزش استنادی ندارد چرا که موضوعیتِ ژانر در قالبِ فُرمیک، خود را در حالِ تغییر می‌بیند. آنچه کلارک برای روان‌درمانگرِ خود تعریف می‌کند آیا ناشی از توهماتِ ترکِ عادت است یا واقعاً توانایی درکِ ابعادِ دیگر را دارد؟ این پُرسش را نه فیلم می‌تواند پاسخ دهد و نه ادبیات. وجودِ احتمالات، از پیش‌فرض‌های شخصِ مراجعه کننده به روان‌درمانگر بیشتر است و این وجودِ سرخورده در ادامه اصرار دارد که احتمالاتِ خوفناکِ او حقیقت یابند. آنچه این احتمالات را به توهماتِ توطئه‌گونه تبدیل می‌کند پیدایشِ ذاتیِ مِری در کالبدِ کارآگاهی برای کشف و شهودِ در معما است. این جست‌وجوگری منِ بیننده را به یادِ «بچه رزماری» پولانسکی یا حتی «محله چینی‌ها»ی او می‌اندازد چرا که وجود توطئه‌گری، در فُرم منظورم است نه ژانر، نوعی از برخوردِ یکسانِ شخصیت‌ها را در بر می‌گیرد. به سکانسی که پس از تماشای آن ویدئوی پیدا شده و در اُپِنینگِ فیلم دیزالو می‌شود دقت کنید: مری کنار ماشین ایستاده و جای پنجه‌های کودکی بر تخته ماسه‌ای از خانه‌ی در حال تخریب را نگاه می‌کند. این سکانس چُنین پُرسشی را بوجود خواهد آورد که او چه ارتباطی با ضارب در ویدئوی پیدا شده می‌تواند داشته باشد؟ و...
متن کامل را مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26406

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم «اتاق‌های پشتی»

۰ لایک
۰ نظر

اتاق‌های پشتی به کارگردانی کین پارسونز یک معمای درونی از وجود سر خورده‌ی شخصیت در ابعادِ توهمی او است. این اثر در ابتدا با یک مدیوم عمومی معمای خود را طرح می‌کند و سپس برای آن شناختی فراطبیعی روی میز می‌گذارد. فیلم ساختن بر اساسِ ویدئویی پیدا شده ارزش استنادی ندارد چرا که موضوعیتِ ژانر در قالبِ فُرمیک، خود را در حالِ تغییر می‌بیند. آنچه کلارک برای روان‌درمانگرِ خود تعریف می‌کند آیا ناشی از توهماتِ ترکِ عادت است یا واقعاً توانایی درکِ ابعادِ دیگر را دارد؟ این پُرسش را نه فیلم می‌تواند پاسخ دهد و نه ادبیات. وجودِ احتمالات، از پیش‌فرض‌های شخصِ مراجعه کننده به روان‌درمانگر بیشتر است و این وجودِ سرخورده در ادامه اصرار دارد که احتمالاتِ خوفناکِ او حقیقت یابند. آنچه این احتمالات را به توهماتِ توطئه‌گونه تبدیل می‌کند پیدایشِ ذاتیِ مِری در کالبدِ کارآگاهی برای کشف و شهودِ در معما است. این جست‌وجوگری منِ بیننده را به یادِ «بچه رزماری» پولانسکی یا حتی «محله چینی‌ها»ی او می‌اندازد چرا که وجود توطئه‌گری، در فُرم منظورم است نه ژانر، نوعی از برخوردِ یکسانِ شخصیت‌ها را در بر می‌گیرد. به سکانسی که پس از تماشای آن ویدئوی پیدا شده و در اُپِنینگِ فیلم دیزالو می‌شود دقت کنید: مری کنار ماشین ایستاده و جای پنجه‌های کودکی بر تخته ماسه‌ای از خانه‌ی در حال تخریب را نگاه می‌کند. این سکانس چُنین پُرسشی را بوجود خواهد آورد که او چه ارتباطی با ضارب در ویدئوی پیدا شده می‌تواند داشته باشد؟ و...
متن کامل را مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26406