نقد فیلم گرینلند 2
گرینلند 2، مهاجرت به کارگردانیِ ریک رومن وا جریانی از سینمای ضدِّ فرهنگی به نمایش میگذارد که در آن تحمیلِ ارادهی آمریکا برای سلطهجویی و تجاوز توجیه میشود. فیلم با بهرهگیری از مناسباتِ قهرآمیزِ در «میان ستارهای» نولان، سعی دارد شکلی از آخرالزمان را نه در آسمان که بر روی زمین پیاده سازد. طوفانهای عظیم، انفجارهای هستهای، خروش دریا، پناهبردن دوبارهی انسان به غارها و زندگیِ بدون حریم شخصی از ویژگیهای اصلیِ سینمای سلطهجویِ آمریکا است. هالیوود توجیه کنندهی تجاوزاتِ آمریکا علیهِ کشورهای روبه توسعه است و با انداختنِ ترس به جانِ بیننده سعی در وسیع کردنِ اَشکالِ غیبگویی خود میکند. این مکانیزمِ ماشه در بطنِ فرهنگی – هنریِ هالیوود زمینهی تجاوزاتی را در ذهنِ بیننده میسازد که انسان را در برابر انسان قرار خواهد داد. به یکی از سکانسهای فیلم دقت کنید: ساکنین پناهگاه، که تعدادِ انبوهی را در خود جای داده، پس از یک انفجار و زمینلرزهی شدید، که هنوز مبدأ آن مشخص نشده، در حالِ فرار از آن پناهگاه هستند، خانوادهی جان که به طرزِ معجزهآسایی نجات مییابند پس از سوار شدن بر قایق، برای دیگر انسانها که میخواهند سوارِ این کِشتیِ نوح شوند، دلسوزی میکنند، امّا میبینیم که چگونه انسانها به جان هم میاُفتند و نمیگذارند دیگران وارد شوند و...
متن کامل را در مجله سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26094
نظرات