سرگرمی و طنز ورزشی کارتون و انیمیشن علم و فن آوری خودرو و وسایل نقلیه آموزش موسیقی و هنر اخبار و سیاست حیوانات و طبیعت بازی حوادث مذهبی
۱۴۰۵/۰۷/۱۵
مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید، به کارگردانیِ دستین دنیل کرتون توهمِ کمیک در ابعادِ فانتزیِ تعلیق و ایماژهای دژاوو است. این توهم چاره‌ای جز بازسازی آینده در حالِ گذشته محور ندارد. در واقع دِرام بر پایه‌ی چند جهانیِ فشرده در یک جهان نگارش شده، معصومیتِ کمیکِ آن انکساری و جذابیتِ شخصیت از ویژگی‌های ملموسِ فیلم‌های ابرقهرمانیِ پُر کِشمَکِش است. فیلم با شمایلی نوستالژی واردِ میدان می‌شود. اُلگویی که پیش‌تر از سوی گزاره‌هایی برای سوپر من و بتمن امتحانش را پس داده. این پدیده کم‌کم تبدیل به شکست خوردنِ شخصیت از آینده‌ی خود خواهد شد. آینده‌ای که در آن قرار است تنها یک عشقِ حقیقی بتواند اذهانِ کنترل شده در قصّه را شکست دهد. به سکانسی که تانک وارد سازمان می‌شود دقت کنید. در این سکانس که باید قاعدتاً منتظرِ آزاد شدن سارق یا قاتلی به نامِ اسپوکین باشیم آدم‌هایی را می‌بینیم که با انتقالِ ذهنِ کنترل شده‌شان به یک دیگر او را فراری می‌دهند و در پایان این خودِ قهرمانِ فیلم است که ذهن‌اش دچار اختلال می‌شود؛ اگرچه او ایماژهای کنترل شده را به ناقل باز می‌گرداند. بیننده با ضدِّ قهرمانی طرف است که قدرت‌اش مانند ویروسی قابلیتِ انتقال به دیگران را دارد. در این شرایط قهرمانی بوجود نخواهد آمد که با اکثریتِ ضدّ مقابله کند و فیلمنامه برای پُر کردنِ این جای خالی، درام را بی‌خودی رُمانتیک کرده تا تماشاگر را فریبِ اخلاق و معرفتِ مصنوعیِ شخصیت دهد و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26374