نقد فیلم کوتاه «تاریخ گذشته»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

تاریخ گذشته به کارگردانیِ یاسر حمزه فیلمِ اَبلهانه و چندِش‌آوری است که قطعاً مسئله‌ساختن در سینما را بلد نیست. داستان یک خط بیشتر ندارد که آن را هم با حُسنِ نیت باید تعریف کرد. مردی بعد از چند ماه در روز تولدِ همسرش باز می‌گردد تا او را غافلگیر کند و با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شود که غیرتِ آن مرد از 4 زاویه موردِ قضاوت قرار خواهد گرفت. فیلمْ مسئله ساختن بلد نیست و نمی‌شود با خرید محصولاتی بهداشتی از یک دُکانِ موادِ غذایی آن را رقم زد. در ابتدا برخوردِ انسانیِ پیامِ احمدی‌نیا با فردی را می‌بینیم که کیسه‌ی خریدش پاره شده؛ سپس همان فرد سوژه‌ای می‌شود برای تفکراتِ حاصل از پارانویا و مانیای روانی نسبت به خیانت. بیننده هرگز نخواهد فهمید ایماژِ در قصّه حاصلِ پارانویایِ شخصیت است یا واقعاً خیانت سر و شکلِ جدّی‌ای بخود گرفته، تا حدّی که خانواده‌ی زن، صحرا اسدالهی رویا در فیلم، نیز با این فاجعه غافل‌گیر خواهند شد. نسبتِ خیانت در داستان شکلِ صعودی و نزولی دارد. این نسبت را نمی‌شود با اَدا اَطوارهای مانیفِستی، فشرده یا زیپ کرد. داستان در سوژه‌ای که مُنحَنیِ خیانت دارد باید لمس شود و نمی‌شود با یک پاکت شیرِ تاریخ گذشته به موضوعی توجه داشت. اشاره می‌کنم به «فروشنده» فرهادی. در فیلمِ مورد اشاره موضوعِ خیانت به جدّیت تبدیل می‌شود. امّا در فیلمِ موردِ بحث ما نمی‌دانیم شخصیت با چاقویی که دستِ کمی از شمشیر ندارد به خائنین حمله می‌کند یا در سکانسی دیگر چاقویی که می‌خورد، چقدر جدّی است و چقدر پارانویا؟ و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26365

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقد فیلم کوتاه «تاریخ گذشته»

۰ لایک
۰ نظر

تاریخ گذشته به کارگردانیِ یاسر حمزه فیلمِ اَبلهانه و چندِش‌آوری است که قطعاً مسئله‌ساختن در سینما را بلد نیست. داستان یک خط بیشتر ندارد که آن را هم با حُسنِ نیت باید تعریف کرد. مردی بعد از چند ماه در روز تولدِ همسرش باز می‌گردد تا او را غافلگیر کند و با صحنه‌ای روبه‌رو می‌شود که غیرتِ آن مرد از 4 زاویه موردِ قضاوت قرار خواهد گرفت. فیلمْ مسئله ساختن بلد نیست و نمی‌شود با خرید محصولاتی بهداشتی از یک دُکانِ موادِ غذایی آن را رقم زد. در ابتدا برخوردِ انسانیِ پیامِ احمدی‌نیا با فردی را می‌بینیم که کیسه‌ی خریدش پاره شده؛ سپس همان فرد سوژه‌ای می‌شود برای تفکراتِ حاصل از پارانویا و مانیای روانی نسبت به خیانت. بیننده هرگز نخواهد فهمید ایماژِ در قصّه حاصلِ پارانویایِ شخصیت است یا واقعاً خیانت سر و شکلِ جدّی‌ای بخود گرفته، تا حدّی که خانواده‌ی زن، صحرا اسدالهی رویا در فیلم، نیز با این فاجعه غافل‌گیر خواهند شد. نسبتِ خیانت در داستان شکلِ صعودی و نزولی دارد. این نسبت را نمی‌شود با اَدا اَطوارهای مانیفِستی، فشرده یا زیپ کرد. داستان در سوژه‌ای که مُنحَنیِ خیانت دارد باید لمس شود و نمی‌شود با یک پاکت شیرِ تاریخ گذشته به موضوعی توجه داشت. اشاره می‌کنم به «فروشنده» فرهادی. در فیلمِ مورد اشاره موضوعِ خیانت به جدّیت تبدیل می‌شود. امّا در فیلمِ موردِ بحث ما نمی‌دانیم شخصیت با چاقویی که دستِ کمی از شمشیر ندارد به خائنین حمله می‌کند یا در سکانسی دیگر چاقویی که می‌خورد، چقدر جدّی است و چقدر پارانویا؟ و...
متن کامل را مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26365