نقدی بر سینمایی «شورش»

Ali Rafiei Vardanjani
Ali Rafiei Vardanjani

شورش ساخته‌ی ژان فرانسوا ریشه فیلمی سفارشی در جهت ایجاد توهم توطئه‌ی اُقیانوسی علیه غرب است. فیلمی که رگ و ریشه‌های اکشنِ خود را از ذائقه‌ی هراسانی به نامِ دزدانِ دریایی سومالی دریافت می‌کند؛ اگرچه این راهزنانِ دریایی ارتباط مستقیمی با خاورمیانه و خلیجِ همیشگیِ فارس ندارند امّا به مراتب برای تماشاگر این پُرسشِ غیرارادی رُخ می‌دهد که: چرا همواره این نیروی دریایی آمریکا است که به مبارزه با قاچاقچیانِ انسان در تایلند، مالزی، اندونزی و... می‌پردازد؟. اگرچه استاتهام یکی از آن «بی‌مصرف‌ها»ی استالونه، است و افسانه‌ی اکشنِ او پس از سری فیلم‌های «ترانسپورتر» پایان یافته امّا همچنان گرانِشِ بینندگان به حضورِ او در یک اثرِ سینمایی تجارتِ این هنر را به عنوان یک صنعتِ سرگرم کننده افزایش خواهد داد. فیلم با استفاده از زیر متنِ «کاپتان فلیپس» پل گرینگرس، سعی دارد فیلمنامه‌ای را وصله پینه کند که شاخصه‌های صعودی و نزولی در یک درام را رعایت نکرده. ابتدای فیلم هیچ ربطی به میانه و انتهای داستان پیدا نمی‌کند و شخصیت نه تنها گامی برای انتقام بر نمی‌دارد بلکه مبارزه‌ی او بیشتر یک نمایشِ کُشتی‌کجی به سبک هالیوود است تا دفعِ شرّ. استاتهام اتفاقاً بسیار تواناییِ بدوش کشیدنِ مُنحنیِ شخصیت را دارد امّا تا به امروز به غیر از گای ریچی «قاپ زنی» 2000، شخصیتی مُنحصر به فرد از او دیده نشده و مشخصاً در فیلمِ مورد بحث نیز آنابل والیس پرداختش جای بهتری در داستان دارد تا بادیگاردی که رئیس‌اش را کُشته باشند و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26317

نظرات

نماد کانال
نظری برای نمایش وجود ندارد.

توضیحات

نقدی بر سینمایی «شورش»

۰ لایک
۰ نظر

شورش ساخته‌ی ژان فرانسوا ریشه فیلمی سفارشی در جهت ایجاد توهم توطئه‌ی اُقیانوسی علیه غرب است. فیلمی که رگ و ریشه‌های اکشنِ خود را از ذائقه‌ی هراسانی به نامِ دزدانِ دریایی سومالی دریافت می‌کند؛ اگرچه این راهزنانِ دریایی ارتباط مستقیمی با خاورمیانه و خلیجِ همیشگیِ فارس ندارند امّا به مراتب برای تماشاگر این پُرسشِ غیرارادی رُخ می‌دهد که: چرا همواره این نیروی دریایی آمریکا است که به مبارزه با قاچاقچیانِ انسان در تایلند، مالزی، اندونزی و... می‌پردازد؟. اگرچه استاتهام یکی از آن «بی‌مصرف‌ها»ی استالونه، است و افسانه‌ی اکشنِ او پس از سری فیلم‌های «ترانسپورتر» پایان یافته امّا همچنان گرانِشِ بینندگان به حضورِ او در یک اثرِ سینمایی تجارتِ این هنر را به عنوان یک صنعتِ سرگرم کننده افزایش خواهد داد. فیلم با استفاده از زیر متنِ «کاپتان فلیپس» پل گرینگرس، سعی دارد فیلمنامه‌ای را وصله پینه کند که شاخصه‌های صعودی و نزولی در یک درام را رعایت نکرده. ابتدای فیلم هیچ ربطی به میانه و انتهای داستان پیدا نمی‌کند و شخصیت نه تنها گامی برای انتقام بر نمی‌دارد بلکه مبارزه‌ی او بیشتر یک نمایشِ کُشتی‌کجی به سبک هالیوود است تا دفعِ شرّ. استاتهام اتفاقاً بسیار تواناییِ بدوش کشیدنِ مُنحنیِ شخصیت را دارد امّا تا به امروز به غیر از گای ریچی «قاپ زنی» 2000، شخصیتی مُنحصر به فرد از او دیده نشده و مشخصاً در فیلمِ مورد بحث نیز آنابل والیس پرداختش جای بهتری در داستان دارد تا بادیگاردی که رئیس‌اش را کُشته باشند و...
متن کامل را در مجله‌ی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26317