بیدار به کارگردانی حسین دوماری لجنزاری از درام در مُنحنیِ سناریو نویسی و فرهنگِ ایرانی است. فیلم به زنانگی توهین میکند تا حدّی که انتقام را، با برداشتی معکوس و اشتباه از اتتلوِ شکسپیر، سرلوحهی روابطی پیچیده کرده. این روابط باید بعد از ماجرا و اتفاق بوجود آیند که به غلط از سوی مؤلف قبل از کشفِ گره و سرِ نخ، بیننده با آن روبرو میشود. فیلم مسئله ندارد بلکه حساسیتی کاذب را سیبلِ قصّهی خود میکند. سماء، آناهیتا افشار، قُربانیای که همچنان تا پایان مشخص نیست به او واقعاً تجاوز شده یا فقط تعرض به او صورت گرفته، وارد ماجرایی میشود که بعد کشف میکند عطا، محمدرضا فروتن، برای بدست آوردن عشق و احساسِ او نسبت به خودش راه انداخته. این وسط یوسف، شهاب حسینی، پسرخالهای که در گذشته خواستگارِ او بوده در این کشف به او کمک میکند. عطا برای لو نرفتنِ خود فکرِ همهجا را میکند غیر از اینکه، تازه مُرده زیرِ آب میرود نه آنکه روی آب بماند. این مهم را سماء با دیدنِ مرگِ ماهیها بیاد میآورد و... مسئلهی من با فرهنگ و مِتُدِ فیلمنامه یکی دو تا نیست که در ادامه به اشاره خواهم کرد. ابتدا از این مسئله شروع میکنم که خانم دکتر به دورغ هفتهی بارداریِ خانم را به عطا میگوید و بعد این دیالوگ شنیده میشود که: سِقط جنین برای تو خطرناک است، با توجه به سقطهایی که در گذشته انجام دادهای و...
متن کامل را مجلهی سینمایی برداشت بلند بخوانید.
https://longtake.ir/mag/?p=26392